۳۰ مطلب با موضوع «رموز موفقیت» ثبت شده است

روش جذب دیگران

روش های جلب  دیگران

پایه و اساس هر رابطه موفقی اعتماد است اما تقریبا همه ما در بدست آوردن اعتماد همکاران دوستان و همکلاسی هایمان مشکل داریم. روانشناسان از جمله افرادی هستند که به راحتی می توانند اعتماد دیگران را جلب کنند. اگر توصیه هایی که در اینجا می آورم به دقت انجام دهید به راحتی می توانید اعتماد اطرافیان خود را جلب کنید. در واقع این موارد بیشتر توسط روانشناسان به کار برده شده است.

اعتبار

داشتن صلاحیت اولین گام برای جلب اعتماد می باشد. به روش های مختلفی می توان این صلاحیت را به دیگران ثابت کرد مثلا نصب اعتبارنامه یا مدرک روی دیوار و یا لباسی که نشان دهنده صلاحیت شخص در زمینه تخصص اوست. مثل روپوش آزمایشگاه. و یا اینکه بدین منظور درباره تجربیات و صلاحیت های خود شرح دهید.

ادامه این مطلب از وبگاه #بدونیم را در این لینک ببینید.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دوست آشنا
6 توصیه برای پیروزی در سیاست محل کار

6 توصیه برای پیروزی در سیاست محل کار

چگونه در محل کارمان بهترین سیاست را داشته باشیم؟

6 توصیه برای پیروزی در سیاست محل کار

 

موفقیت در محل کار

سیاست‌های محل کار، پر از دشواری‌های گوناگون است. تقریبا هیچ‌کس دنبال سر و کار داشتن با سیاست‌های محل کار نیست و اگر کسی هم از این سیاست‌ها لذت می‌برد، شما باید برایش نگران شوید. در این نوشتار ۶ راه که می‌توانید در عرصه‌ی سیاست کاری به پیروزی برسید معرفی شده است.

درست هم‌چون شکل مرسوم سیاست، سیاست‌های محل کار نیز بخشی گریز ناپذیر از رفتار انسان‌ها است_افراد دور هم گر آورید و خواهید دید که نبرد قدرت آغاز می‌شود.

بسیاری از توصیه‌هایی که درباره چگونگی درگیر شدن در سیاست محل کار داده می‌شود در نهایت به این ختم می‌شوند که “خودت را درگیر این بازی‌ها نکن”، که اگر شما از پرداختن به این سیاست‌ها در محل کارتان خودداری کنید، خودتان وشغل‌تان را حفظ خواهید کرد.

ولی این‌گونه نخواهد بود.

این‌که شما بگویید خودتان را از گزند سیاسی کاری‌ها در محل کارتان رها ساخته‌اید، مانند این است که بگویید در سطح کلان تاثیری از سیاست نمی‌پذیرید. ولی این یک تفاوت با دیگری دارد حتی اگر چشمانتان را ببندید و امیدوار باشید که از شما دور شود.

کلید موفقیت در سیاست محل کار این است که دست از آرزو کردن برای این‌که شما را برهاند بردارید و شروع به بازی کردن در محیط سیاسی محل کارتان کنید. مجبور نیستید که برای پیروز شدن در این بازی، دست به کارهایی نامناسب و نخ نما بزنید. شما با هوشمندانه بازی کردن و دانستن این‌که چه زمانی و چگونه باید خودتان را درگیر کنید، پیروز خواهید شد.

۱. از موقعیت و آرایش امور در آنجا سر درآورید

چه تازه به سراغ شغلی آمده‌اید و چه به تازگی فهمیده‌اید که دوری جستن از سیاسی کاری در محل کار به زیان شغلتان است، شما باید برای شروع دقیقا با هر چیزی که در جریان است به مبارزه برخیزید. محل کارتان پر از متحدان و رقیبان است، و اگر به دقت نگاه کنید و گوشتان را تیز کنید، می‌توانید درک خوبی پیدا کنید که چه کسی متحد چه کسی است:

  • چه کسانی با هم ناهار می‌خورند؟
  • چه کسی به نشست‌های مهم دعوت می‌شود و چه کسی نمی‌شود؟
  • چه کسی همیشه پیش از دیگران درباره تغییرات پیش رو آگاه می‌شود و چه کسی آخرین نفری است که از قضا سر در می‌آورد؟
  • دکمه‌های گرمایی فرهنگی که سبب می‌شود افراد از کوره در بروند چیست؟

پاسخ این پرسش‌ها، چشم‌انداز سیاسی شما را تعریف می‌کند. این بدان معنا نیست که شما باید در سوی یکی از طرف‌های درگیری قرار بگیرید _این کار به پاد-بهره‌وری می‌انجامد_ ولی راه هوشمندانه این است که پیش از وارد شدن به معرکه، قواعد، بازیگران و راهبردهای‌شان را بشناسید. در غیر این‌صورت بدون این‌که بخواهید خودتان را درگیر یک رقابت دراز‌مدت و التهاب‌آمیز ساخته‌اید.

۲. طیف گسترده‌ای از متحدان را برای خود بسازید

یکی از هوشمندانه‌ترین کارهایی که شما می‌توانید انجام دهید این است که متحدانی را در سراسر شرکت برای خود دست و پا کنید تا در بیش‌تر گروه‌بندی‌های شرکت، متحدی برای خود داشته باشید. اگر شما این کار را به خوبی انجام دهید و به افراد هیات مدیره نشان دهید که شما قابل اعتماد هستید، شانس خوبی برای سود بردن از آن قضایا خواهید داشت فارغ از این‌که درحال‌حاضر کدامیک از جناح‌ها پیروز میدان هستند. هم‌چنین اگر گروهی از متحدان شما از شرکت بروند شما تنها باقی نخواهید ماند.

۳. چشم از هدف برندارید

فراموش نکنید شما این همه زمان را در محل کارتان برای شوخی یا پیوستن به یکی از طرفین، صرف سیاست‌های کاری نمی‌کنید. شما به دو دلیل خود را درگیر این سیاست ساخته‌اید: موفقیت شغلی و به سرانجام رساندن کارهای‌تان. وقتی شما در دام احساسات می‌افتید، ریسک گرفتن تصمیم‌هایی که بعدا برای‌تان پشیمانی به بار می‌آورد را بالا برده‌اید. نیازی نیست که برای پیروزی در بازی سیاست کاری به شایعه پراکنی، ‌توطئه چینی، تقلب و… بپردازید.

زیر نظر گرفتن دقیق هدفتان سبب می‌شود که شما به توسعه و حفظ یک رویکرد راهبردی برای سروکار داشتن با جو سیاسی ویژه محل کارتان داشته باشید.

۴. موقعیت را برد-برد نگه‌دارید

شما باید اوضاع را هم در وضعیت برد-برد نگه‌دارید. بخشی از دلیل بد‌نامی سیاست‌ورزی در محل کار این تصور است که در این بازه همواره یک برنده و یک بازنده وجود خواهد داشت و شما تنها زمانی برنده میدان خواهید شد که طرف مقابل‌تان خونین و کبود، میدان نبرد را ترک کند. ولی اگر این بازی به درستی انجام شود، یک بازی جمع صفر نیست. جهت‌دهی به سیاست در محیط کار، زمانی بهترین نتیجه را می‌دهد که شما از قاعده طلایی مذاکره پیروی کنید. به جای تلاش برای شکست طرف مقابل، همان زمان و انرژی را صرف فکر کردن به این موضوع کنید که چگونه هردوی شما به آن‌چه می‌خواهید دست یابید. این‌گونه است که می‌توانید هوشمندانه بازی کنید.

۵. هرگز رقیبان را علیه یک‌دیگر نشورانید

موقعیتی که هر شخصی از آن هراس دارد این است که در میان دو گروه متخاصم گرفتار شود. در موقعیتی این‌چنینی، ساده است که به هر کدام از طرفین همان چیزی را بگویید که می‌خواهند بشنوند حتی اگر شده این کار را با تکان دادن سرتان به نشانه تایید انجام دهید آن‌ هم در شرایطی که آنها پشت سر طرف دیگر حرف می‌زنند. اما دروغین بودن این اعلام وفاداری‌ها در دراز‌مدت آشکار می‌شود و پس از آن هیچ‌ یک از طرفین که شما قصد تاثیرگذاری بر آنها را داشتید دیگر به شما اعتماد نخواهند کرد. به جای آن، گفت‌وگوهای خود با آنها را به سوی حقیقت سوق دهید: چه تصمیم‌هایی باید گرفته شوند؟ گام‌های بعدی چیست؟ من برای کمک به بهبود این وضعیت چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

۶. به اصول خود پایبند باشید

سرانجام شما باید بدون کم و کاست به اصول خود وفادار بمانید. پیش از گرفتن هر تصمیمی که ریشه در سیاست‌های کاری دارد، از خودتان بپرسید که چرا این کار را انجام می‌دهید. اگر انگیزه شما از این کار، ترس، انتقام و حسادت است‌، آن را انجام ندهید. اگر این کار با ارزش‌ها و باورهای شما درباره رفتار درست در تضاد است، بهتر است خودتان را درگیر آن نکنید.

با در نظر گرفتن همه جنبه‌ها عمل کنید

این‌که تصمیم بگیریم خودمان را از سیاست‌های کاری کنار بکشیم، راهبرد موثری نیست. تا زمانی که این سیاست‌ها در پیرامون شما سیر می‌کنند، شما نیز از آنها تاثیر خواهید گرفت. البته که بهتر است یک بازیگر شایسته و آگاه باشید تا یک تماشاگر یا یک سرباز.

نکته کلیدی این است که بازیگران و قواعد را بشناسید و سپس به گونه‌ای به بازی بپردازید که در راستای ارزش‌ها و اصول شما باشد. خودتان را با جمله سازش‌گرایانه “فقط همین یک‌بار” فریب ندهید، چرا که همین یک‌بار کافی است تا کنترل امور را از دست‌ بدهید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا
روش های جالب متقاعد کردن دیگران

روش های جالب متقاعد کردن دیگران

اینکه یاد بگیریم دیگران را چگونه متقاعد کنیم، خیلی‌ جاها به کارمان می‌آید. یک وقت لازم است رئیس‌تان را با زبان متقاعد کنید که روی فلان پروژه سرمایه‌گذاری کند، گاهی هم پیش می‌آید که با زبان خوش از یک بچه مهدکودکی بخواهید قبل از خواب مسواک بزند یا کسی که قصد خودکشی دارد را از لب سکوی مترو به عقب فرابخوانید. اگر بدانید چطور این زبان را در کام خود بچرخانید که حرف‌هایتان متقاعد‌کننده باشد، خرتان از پل خواهد گذشت. پس بی‌معطلی با ما باشید با ۱۵ راز افرادی که متقاعد کردن دیگران را خوب بلدند.

اصولا به کسی می‌گویند آدم خوش ‌سر و زبان که قادر باشد با چهار کلام حرف زدن آدم‌های دیگر را متقاعد کند کاری که او می‌خواهد را انجام دهند. سلاح مخفی این افراد «فرو کردن خود در دل دیگران» است. با همین زبان ۱۰ سانتی‌متری‌شان کاری می‌کنند که نه تنها شیفته‌ی نظراتشان بشوید، بلکه کشته و مرده‌ی خودشان هم بشوید. لابد می‌پرسید رازشان چیست؟

مخاطب خودشان را می‌شناسند

آدم خوش‌ سر و زبان مخاطب خودش را مثل کف دستش می‌شناسد و از این شناخت برای صحبت کردن به زبان او استفاده می‌کند. اگر بداند طرفش خجالتی است با لحنی آرام سر صحبت را باز می‌کند و اگر بداند مخاطبش پر جنب و جوش و قاطی پاتی است، پرحرارت سخن می‌راند. موقع گفتگو هر کسی قلق خودش را دارد و به کار گیری ظرافت در این راه باعث خواهد شد حرف‌‌هایتان راهی به گوش دیگران پیدا کند.

با آدم‌ها اتصال برقرار می‌کنند

با‌ آدم‌ها اتصال برقرار می‌کنند

اگر مردم بدانند شما چه جور آدمی هستید، امکان اینکه حرفی را ازتان قبول کنند و شما بتوانید آنها را متقاعد کنید، خیلی بیشتر است. تحقیقاتی در همین زمینه در دانشگاه استنفورد برگزار شد و از دانشجویان خواسته شد تا در سر کلاس با یکدیگر به توافقاتی برسند. ابتدا، بدون ارائه هیچ‌گونه دستورالعملی، دانشجویان موفق شدند در ۵۵ درصد از مذاکرات به توافق برسند. اما پس از اینکه به دانشجویان گفته شد قبل از هر گونه مذاکره،‌ پیش‌زمینه‌ای از شخصیت خود را به طرف مقابل ارائه دهید، این میزان به ۹۰ درصد افزایش پیدا کرد.

نکته‌ی کلیدی در اینجا این است که از گیر افتادن در پس و پیش بحث خودداری کنید. کسی که دارید باهاش صحبت می‌کنید یک آدمیزاد است، نه یک حریف یا سیبل تیراندازی. فارغ از اینکه محتوای گفتگوی‌تان تا چه حد متقاعدکننده باشد، اگر نتوانید با طرف مقابل‌ یک رابطه‌ی آدمیزادی تشکیل بدهید، حرفتان هیچ اثری در او نخواهد داشت.

سعی نمی‌کنند حرفشان را زورکی به کرسی بنشانند

آدم‌هایی که راز متقاعد کردن دیگران و اصول تاثیرگذاری را خوب می‌دانند، اهل زورتپان کردن نظراتشان در حلق دیگران نیستند، در عوض با آرامش و اعتماد به نفس، پرده از روی ایده‌هایشان برمی‌دارند. حرفی که قرار باشد به زور داد و قال به کرسی بنشیند مفت نمی‌ارزد. شیوه‌ی «الان حالی‌ات می‌کنم حق با کیه» در بهترین حالت باعث جیم شدن طرف مقابل خواهد شد.

آدم خوش سر و زبان در گفتگو زیاده‌خواه نیست. حواسش هست که برای حفظ جایگاه فتیله‌‌ی خود را بالا نکشد، چرا که می‌داند زیرک بودن در این است که در دراز مدت قلب آدم‌ها را تسخیر کنی، نه اینکه با بحث کردن فتیله‌پیچشان کنی. اگر در بحثی بودید که بالا گرفت، سعی کنید اعتماد به نفس خودتان را حفظ کنید اما آرامش‌تان را از دست ندهید. عجول نباشید و لجاجت را کنار بگذارید. مطمئن باشید که اگر ایده‌تان واقعا خوب است، کافی‌ است به دیگران وقت بدهید تا آن‌ را به درستی درک کنند.

مثل موش ترسو نیستند

طرف دیگر بوم این است که ایده‌ی خودتان را با ترس و لرز به‌صورت سؤالی مطرح کنید یا طوری آن را بیان کنید که انگار مستلزم تأیید دیگران است. اگر آدم خجالتی‌ای هستید سعی کنید ایده‌هایتان را به شکل خبری و یا «دانستنی‌های جالب» بیان کنید تا مخاطب‌تان را به فکر فرو ببرد. شاخ و برگ‌های اضافی را هم از حرف‌هایتان هرس کنید. کجای «به نظر من» یا «امکانش هست که» باعث خواهد شد حرف‌های شما ترغیب‌کننده‌تر به نظر برسند؟

از زبان بدن مثبت استفاده می‌کنند

زبان بدن

اگر می‌خواهید موقع صحبت کردن ذهن آدم‌ها را درگیر خودتان بکنید، بد نیست از حرکات و حالات بدن و لحن صدای خود آگاه باشید. استفاده کردن از لحن مشتاقانه، باز کردن دست‌ها از یکدیگر، حفظ ارتباط چشمی و متمایل کردن بدن به سمت فردی که دارد صحبت می‌کند، همگی از مثال‌های زبان بدن مثبت به شمار می‌روند. زبان بدن مثل زیرنویسی برای حرف‌های شما عمل می‌کنند. اگر این زیرنویس با صحبت‌هایتان هماهنگ باشد، شنونده مجذوب صحبت کردن شما خواهد شد و حرف‌هایتان راحت‌تر متقاعدش خواهند کرد. پس یکی از رازهای خوش سر و زبانی این است که «چگونه گفتن از چه چیزی گفتن مهم‌تر است».


مقاله مرتبط: ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

واضح و دقیق حرف می‌زنند

آدم خوش سر و زبان قادر است محتویات داخل ذهنش را خیلی سریع و واضح برای دیگران بیان کند نه اینکه پت پت کند و حرف‌های اضافه بزند. اگر به چیزی که بر زبان می‌آورید به خوبی احاطه داشته باشید، آنگاه توضیح دادن آن به کسی که با‌ آن موضوع آشنا نیست، کار چندان سختی نخواهد بود. یعنی باید چنان به سوژه‌ی مورد بحث‌تان مسلط باشید که حتی بتوانید آن را به یک بچه‌ی دماغو هم توضیح بدهید.


مقاله مرتبط: ۱۱ راه ساده برای تقویت فن بیان

کاربن نیستند

خود اورجینال‌شان هستند. اصل بودن و راستگویی از ملزومات خوش سر و زبانی است. جنس قلابی مشتری ندارد. آدم‌ها مجذوب کسانی می‌شوند که جنس اصل هستند. به جنس اصل است که می‌توان اعتماد کرد چه می‌خواهد آدم باشد چه چرخ‌گوشت. نمی‌دانم چطور می‌توان به کسی اعتماد کرد که واقعا مشخص نباشد چه جور آدمی هست و چه احساساتی دارد.

آدم خوش سر و زبان خودش را می‌شناسد و به اندازه‌ی کافی هم به خودش اعتماد به نفس دارد که از بیان کردن درونیاتش خجالت نکشد. اگر سعی کنید تمرکزتان را بگذارید روی چیزهایی که شما را به عنوان یک فرد خوشحال می‌کنند، صد برابر جذاب‌تر و خوش سر و زبان‌تر از آن زمانی خواهید شد که زور بزنید کس دیگری باشید تا بلکه نگاه مردم را به خود جلب کنید.


مقاله مرتبط: چطور اوریجینال باشیم؟

نظرات دیگران را تصدیق می‌کنند

تصدیق کردن دیگران

یکی از تاکتیک‌های قدرتمند خوش سر و زبانی این است که در جایی از بحث و گفتگو نظرات طرف مقابل را تصدیق کنید. به هر حال بی‌عیب و خطا که نیستید و در جاهایی از بحث ممکن است حق با دیگری باشد. تصدیق کردن نظر طرف مقابل، نشانه‌‌ی روشنفکری و اراده‌ی نیکو برای بهتر شدن است. اگر بر خلاف کوالا که به درخت می‌چسبد، با سماجت به حرفتان نچسبید، در واقع دارید به مخاطب‌تان می‌گویید که عمیقا برایش ارزش قائلید. آسمان به زمین نمی‌آید اگر وسط بحث به جای پارازیت-وِل-دادن‌هایی نظیر «اوکی، حتما درست می‌گی!» برگردید و صادقانه بگویید «حق با توئه. منطقی بود حرفت».

حرف زدن مثل پینگ‌پُنگ می‌ماند. خیلی‌ وقت‌ها هم سرویس حریفان در زمین شما می‌خوابد. هیچ پینگ‌پنگ‌بازی هر روز از خواب بلند نمی‌شود به امید اینکه تا آخر عمرش بقیه را ۲۱-۰ شکست بدهد. آدم خوش سر و زبان بازنده‌ی بدی نیست که هر وقت حریفش از او امتیاز گرفت راکت را بکوبد روی میز.

سؤال‌های خوبی می‌پرسند

یکی از بزرگترین اشتباهات آدم‌ها در حین صحبت کردن این است که به جای خوب گوش کردن به حرف طرف مقابل،‌ حواسشان به این است که هنوز جمله‌ی یارو به انتها نرسیده، عینهو اژدر زیردریایی حرف خودشان را وِل بدهند. گوششان هیچ ایرادی ندارد؛ در واقع تک تک کلمات را خیلی خوب می‌شنوند، اما صبر نمی‌کنند تا معنی آنها را هم آنالیز کنند.

راه آسانی که برای مهار اژدر وجود دارد این است که میان حرف‌های طرف، راجع به چیزهایی که می‌گوید از او سؤال بپرسیم. آدم‌ها ناراحت می‌شوند که بفهمند به حرف‌هایشان گوش نمی‌دهیم. این سؤال پرسیدن ما فایده‌اش این است که طرف مقابل نه تنها متوجه می‌شود که گل لگد نمی‌کند،‌ بلکه ما آنقدر پیگیر هستیم که اگر جایی رد حرف‌هایش را گم کردیم سعی می‌کنیم با سؤال کردن دوباره خودمان را به او برسانیم. باورتان نمی‌شود که طرف مقابل چه احساس خوبی از حرف زدن خود به دست می‌آورد و این را مرهون شماست. او قطعا دفعه‌ی بعد هم برای صحبت کردن دنبال شما خواهد گشت.

تصویرسازی می‌کنند

تحقیقات علمی نشان می‌دهند که آدم‌ها با تصویرسازی زودتر قانع می‌شوند. آدم‌های خوش سر و زبان که روشهای متقاعد کردن دیگران را خوب می‌دانند، گنجینه‌ی قدرتمندی از تصاویر ذهنی دارند که موقع صحبت کردن به خوبی ازش استفاده می‌کنند. وقت‌هایی که موضوعات بیش از حد انتزاعی باشند و نتوان تصویری از آنها ارائه داد،‌ آدم خوش سر و زبان شروع می‌کند داستانی تعریف کند که به ایده‌اش زندگی ببخشد. اگر داستان خوبی تعریف کنید،‌ تصویری از حرف‌های شما در ذهن گیرنده ایجاد می‌شود که به سختی فراموش می‌‌شود و به راحتی به یاد آورده می‌شود.

همان اول کار جلوه‌ی قدرتمندی از خود به جا می‌گذارند

کاراکتر قدرتمند

تحقیقات نشان می‌دهند که بیشتر مردم در همان ۷ ثانیه اولی که چشم‌شان به شما می‌افتد، تصمیم‌شان را می‌گیرند که ازتان بدشان بیاید یا خوششان بیاید. از ثانیه‌ی ۸ به بعد تا آخر مکالمه، پیش خودشان سبک سنگین می‌کنند که آیا تصمیم اولیه‌شان درست بوده یا نه. خب اینکه خیلی بد است! البته اگر با این قضیه آگاهانه برخورد کنید چه بسا که حسابی به نفع‌تان تمام شود و اسم خودتان را در دفترچه‌تلفن‌ طرف به عنوان یک آدم باحال ذخیره کنید. چیزهایی که باید رعایت کنید عبارتند از: زبان بدن مثبت، حالت ایستادن یا نشستن قدرتمند، محکم دست دادن،‌ لبخند خوشگل و باز بودن شانه‌ها در حین صحبت کردن. این روش تضمینی است.

می‌دانند کِی باید عقب‌نشینی کنند

سخنان ضربتی با مقوله‌ی خوش سر و زبانی به هیچ رقم آبشان در یک جوی نمی‌رود؛ در نتیجه با ملایمت برخورد کنید. تحقیقات نشان داده‌اند که وقتی بخواهید به شیوه‌های اورژانسی آدم‌ها را به موافقت با خود دربیاورید، آدم‌ها ترجیح می‌دهند روی مواضع خودشان بیشتر پافشاری کنند. آژیر زدن شما باعث می‌شود که بیفتند جلوی شما و راه را بهتان ببندند. اگر مو لای درز حرفتان نمی‌رود پس نگران چه هستید؟ آمبولانس را خاموش کنید و اجازه بدهید زمان کار خودش را بکند. معمولا ایده‌های خوب مثل ترشی‌بندری هستند. زمان می‌برد تا جا بیفتند.

آدم‌ها را به اسم صدا می‌زنند

اسم هر کسی بخش جدایی‌ناپذیر هویتش است و موقعی که دیگران آدم را به اسمش صدا می‌زنند احساس خاصی به آدم دست می‌دهد. آدم‌های خوش سر و زبان حواسشان هست هر دفعه که هر شخصی را در حین راه رفتن هم دیدند او را به اسمش صدا کنند، نه اینکه فقط وقت حال و احوالپرسی باهاش اسمش را به کار ببرند. تحقیقات نشان می‌دهند به کار بردن اسم برای خطاب کردن اشخاص باعث می‌شود اعتبارتان پیش آن شخص تأیید شود.

اگر از آن آدم‌هایی هستید که فقط قیافه‌ها یادشان می‌ماند و موقع به خاطر آوردن اسامی ریپ می‌زنند، بد نیست کمی تمرین حافظه کنید تا این نقیصه برطرف شود. اگر دفعه‌ی اولی است که با کسی ملاقات می‌کنید و پس از معرفی اسمش را درست نشنیدید یا همان لحظه فراموش‌تان شد، خجالت نکشید. ارزشش را دارد که برای بار دوم اسمش را بپرسید.

آدم‌های حال‌بِده‌ای هستند

خوش سر و زبان‌ها جایی نمی‌خوابند که زیرش آب بدهد. آنها می‌دانند چطور و کِی سر موضع‌شان سفت و سخت باقی بمانند و در عین حال چه موقعی و چطور آسان بگیرند. اگر همه چیز را دست خودتان بگیرید که باعث خوشحالی بقیه نمی‌شود. چیزهای خوب باید دست بچرخد تا همه احساس خوشحالی کنند. آدم خوش سر و زبان این کار را می‌کند چون می‌داند که در دراز مدت باعث می‌شود احترام آدم‌ها را به دست بیاورد؛ هر چه باشد موفق بودن بهتر از «درست بودن» است.

لبخند می‌زنند

لبخند

آدم‌ها به طور طبیعی (و البته ناخواسته) زبان‌ بدن آدمی که باهاش صحبت می‌کنند را آینه می‌کنند. اگر می‌خواهید دیگران شما را باور کنند و دوست‌تان داشته باشند، موقعی که باهاشان صحبت می‌کنید لبخند بزنید تا آن‌ها هم بی‌اختیار لطف شما را جبران کرده و لبخندی به شما برگردانند. آدم‌های خوش سر و زبان را زیاد در حال لبخند زدن می‌بینید، چون شور و شوق خاصی برای محقق شدن ایده‌هایشان در سر دارند و این خوشحالی‌شان واگیردار است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا
۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

بان بدن یک ارتباط غیرکلامی است که ما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از آن استفاده می‌کنیم. این ارتباط غیرکلامی شامل ارسال و دریافت سیگنال‌های بدون کلام می‌شود. گفته می‌شود که ارتباطات خوب پایه و اساس رابطه‌های موفق است، بنابراین توانایی شناخت و استفاده درست از رابطه‌ی غیرکلامی یا همان اشارات بدن ابزار قدرتمندی است که به شما این امکان را می‌دهد که منظور واقعی‌تان را به فرد مقابل برسانید و تعامل با دیگران را به یک تجربه‌ی آسان و لذت‌بخش تبدیل کنید. در این نوشته با ۲۳ ترفند زبان بدن آشنا می‌شوید که شما را دوست‌داشتنی می‌کند.

ترفندهای زبان بدن که شما را فورا دوست‌داشتنی می‌کند

شما در طول روز سیگنال‌هایی را به مردم ارسال می‌کنید، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشید. نحوه‌‌ای که چشمان‌تان را حرکت می‌دهید و نحوه‌ای که با کسی دست می‌دهید نمونه‌های این سیگنال‌ها هستند. ممکن است با استفاده از زبان بدن، سیگنال‌های ناخودآگاهی را ارسال کنید که یا سبب شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند یا حداقل حرف شما را اجمالا درست فرض کنند. هر زمان که درباره‌ی این مهارت‌ها صحبت می‌کنم، همیشه یک یا دو نفر هستند که از «اثر گذاشتن» بر دیگران به وسیله‌ی ترفندهای روانی احساس ناراحتی می‌کنند.


مقاله مرتبط: چند ترفند عالی برای اینکه بتوانیم زبان بدن دیگران را بخوانیم

فریبندگی، همیشه هم بد نیست

  • «اثر گذاشتن»، تغییر رفتار یا تفکر دیگری است.
  • «فریبندگی»، دانسته اثر گذاشتن است.

شاید وقتی واژه‌ی «فریبندگی» را بشنوید، فورا افکار منفی به سراغ‌تان بیاید اما دست نگه دارید.

فریبندگی به معنی دستکاری در برداشت و حس دیگران، لزوما بد نیست. آنچه بد است انسان‌هایی هستند که نیت‌های بد دارند.

نمونه‌ی ۱: فرد موذیِ فریبنده

انسان بد، بد است و انسان‌ بدی که فریبکاری می‌کند واقعا مشکل‌ساز است. برای نمونه:

  • دختر بدجنسی که قصد دارد جایگاه اجتماعی همکلاسی دوست‌داشتنی‌اش را پایین بیاورد.
  • او به همکلاسی‌هایش می‌گوید که این دختر دوست‌داشتنی کار بدی کرده است.
  • در نتیجه‌ کل کلاس دختر دوست‌داشتنی را کمتر دوست خواهند داشت.
  • و حالا دختر دوست‌داشتنی غمگین می‌شود.

نمونه‌ی ۲: فریبندگی دوستانه

فریبندگی می‌تواند حال و روز هر کسی را در موقعیت خاصی بهتر کند.

  • آدم خوش‌گذران یک فریبنده‌ی باتجربه است.
  • او تصادفا به شخصی تنه می‌زند.
  • او به نحو آرامش‌بخشی لبخند زده و عذرخواهی می‌کند، حتی اگر خودش مقصر نباشد.
  • به این ترتیب آدم خوش‌گذران با درایت و فریبندگی خود از وقوع یک دعوا جلوگیری می‌کند و شبِ خوشی را می‌گذراند.

همانطور که با این دو نمونه مشاهده کردید، مشکل دختر بدجنس در نمونه‌ی ۱، فریبندگی و دستکاری در موقعیت نبود. مشکل، نیت‌ بد و دروغ او بود.

درخواست من: نیت‌های خوب داشته باشید

فرض را بر این می‌گذارم که شما از این ترفندها با نیت‌های خوب استفاده خواهید کرد و لطفا همین کار را بکنید.

بخش ۱: نگرش و زبان بدن

ذهن آدمی همواره به دنبال قضاوت کردن است. این ویژگی ما در فرایند تکامل باعث بقای ما شده است. ما در یک چشم به هم زدن قضاوت می‌کنیم:

  • آیا این فرد تهدیدی برای جان من است؟
  • آیا این فرد جذّاب است؟
  • آیا این فرد برای بقای (اجتماعی) من فایده‌ای دارد؟

به این غریزه توجه کنید، اما بدون شناخت بهتر فرد، هرگز تحت تاثیر آن عمل نکنید. ترفندهای زیر به شما کمک خواهند کرد تا به شیوه‌هایی رفتار کنید که دیگران برداشت خوبی از رفتار شما داشته باشند.

این بخش منحصرا درباره‌ی زبان بدن نیست، بلکه این نگرش‌ها به طور ناخودآگاه بر زبان بدن شما تأثیر خواهند گذاشت.

احساس امنیت کنید و از خود اطمینان نشان دهید

این نگرش آنقدر مهم است که باید یک مقاله‌ی کامل را به آن اختصاص داد. شما نمی‌توانید ۱۰۰٪ اوقات از این نگرش برخوردار باشید. به‌علاوه، قطعا مواردی هست که مطمئن به نظر نرسیدن به شما مزیت دوست‌داشتنی بودن را می‌دهد، اما نگرش عنوان شده روی هم رفته درست است.

دو نکته را باید در این خصوص در نظر بگیرید:

– سعی کنید مسائل ناراحت‌کننده را برطرف کنید:

  • برای من پوست بد یک مسئله بود که آن را برطرف کردم.
  • مسئله‌ی دیگر انتخاب لباس بود که آن را با به همراه بردن یکی از دوستانم هنگام خرید، حل کردم.

– به خودتان احساس امنیت را یاد بدهید:

  • من از کتاب‌های صوتی خودآموزی که دانلود کردم چیزهای زیادی آموختم.
  • هیکل متناسب داشتن کمک زیادی به من کرد. کتاب «بدن چهار ساعته» (The 4 Hour Body) یا خلاصه‌اش را بخوانید.

همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود

همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود- ترفندهای زبان بدن

چرا پیش از آنکه اصلا پلی ساخته باشید، دست به تخریب آنها بزنید؟ اصلا منطقی به نظر نمی‌رسد:

  • شما می‌توانید همه چیز را به دست آورید
  • شما هیچ چیزی برای از دست دادن ندارید

به زودی خواهید فهمید که آیا فرد جدیدی که وارد زندگی‌تان شده، می‌خواهد یا می‌تواند یک دوست خوب باشد یا نه.

همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود

در اینجا نیز، با احترام گذاشتن به دیگران یا چیزی به دست می‌آورید یا اصلا چیزی را از دست نمی‌دهید. این به آن معنا نیست که تمام روز باید تملّق کسی را بگویید، بلکه به این معنا است که نباید کسی را از سر باز کنید یا کاری کنید که احساس کم‌اهمیت بودن داشته باشند.

همه را دوست بدار، مگر ثابت شود لیاقتش را ندارند

غریبه‌ها استحقاق این را دارند که به آنها فرصت اثبات حقانیت‌شان را بدهید. در دنیای ما هر کس می‌تواند چیزی باشد که به ظاهر نیست. من انسان‌های نفرت‌انگیزی را دیده‌ام که مهربان به نظر می‌رسیدند و میلیاردرهایی که مثل کودکان هیجان‌زده رفتار می‌کردند. به قول یک ضرب‌المثل قدیمی: «به جلد یک کتاب دقت کنید، اما پیش از قضاوت کردن حتما چند ورق از آن را بخوانید.»

فرد نفرت‌انگیز یا میلیاردر هیچ کدام از دیگری «بهتر» نیستند. اما بودن در کنار یکی من را ناراحت و بودن در کنار دیگری به من احساس لذت و اشتیاق می‌دهد.


مقاله مرتبط: چطور تنفر از دیگران را کنار بگذاریم

همیشه به این فکر کنید که چه کاری می‌توانید برای دیگران انجام دهید

وقتی با کسی برخورد می‌کنید، فکر نکنید که «او چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟»، بلکه به این بیندیشید که «من چه کاری می‌توانم برای او انجام دهم؟» کمک کردن به دیگران بهترین راهی است که آنها را به کمک کردن به خود شما ترغیب می‌کند و این وضعیتی است که همه در آن برنده خواهند بود.

توجه کنید که من نمی‌گویم شما باید نصیحت بیجا کنید تا خودتان را باهوش جلوه دهید. تنها زمانی به مردم کمک کنید که واقعا باور دارید زندگی آنها با آگاهی، کمک یا تماسی که شما به آنها پیشنهاد می‌کنید، بهتر خواهد شد.

پیشنهاد کمک بدهید، اما اصرار نکنید. مختصر و مفید سخن بگویید و اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند که پیشنهاد کمک شما را بپذیرند یا نه.

بخش ۲: حالت بدن

حالت بدن - ترفندهای زبان بدن

بدن شما دائما در حال فرستادن سیگنال به افرادی است که با آنها برخورد می‌کنید. حالت بدن بر قضاوت‌های عجولانه‌ی افراد درباره‌ی شما، همینطور بر تصور شما از خودتان اثر می‌گذارد. افزون بر این، حالت درست بدن برای کمر شما هم خوب است، پس چه چیز بهتر از این؟

صاف اما راحت بایستید

برای یافتن یک حالت بدنی مثبت، موارد زیر را دنبال کنید:

۱. پاهایتان را هنگام ایستادن به عرض لگن‌تان باز کنید.

۲. قد خود را تا جای ممکن بالا بکشید، تصور کنید از سر در حال کشیده شدن به بالا هستید.

۳. حالا این حس بلند بودن را حفظ کنید، اما شانه‌هایتان را شل کنید.

۴. گردن‌تان را سفت نگه ندارید و به سرتان طوری زاویه بدهید که برای نگاه‌ کردن در چشمان فردی با قد متوسط مجبور نباشید به بالا یا پایین نگاه کنید.

چند توصیه:

  • هنگام حفظ حالت بدن، تا جای ممکن راحت باشید.
  • باد به سینه‌تان نیاندازید. قفسه سینه باید صاف باشد، درست مانند وقتی که روی زمین دراز کشیده‌اید.
  • شانه‌هایتان را کمی به عقب بکشید.

صاف بنشینید، اما خشک نباشید

وقتی شروع به صاف نشستن می‌کنید خواهید دید که جثه‌‌ی اغلب افراد با صاف ننشستن کوچک می‌شود. وقتی با این حالت صاف پشت میز می‌نشینید، فورا احساس بلند بودن خواهید کرد. پشت‌تان را صاف، اما تا جای ممکن راحت نگه دارید.


مقاله مرتبط: اهمیت زبان بدن در مصاحبه‌ شغلی

همیشه در بخش میانی بدن‌تان کمی کشش داشته باشید

ماهیچه‌های شکم، کمر و ناحیه‌ی مرکزی بدن‌تان هرگز نباید هنگام ایستادن یا نشستن شل باشند. به طور کلی ماهیچه‌های شکم و مرکز بدن‌تان را تحت کمی فشار قرار دهید. این امر نه تنها بر حالت بدن شما اثر خوبی می‌گذارد، بلکه با وقار راه رفتن را برای شما آسان می‌کند.

پاهایتان را به عرض لگن از هم جدا کنید

طرز قرار گرفتن پاها چیزهای زیادی را درباره‌ی شما فاش می‌کند. این یک علم دقیق نیست، اما معمولا نزدیک هم بودن پاها حاکی از ناامنی است، در حالیکه فاصله داشتن آنها از هم نشاندهنده‌ی اعتماد به نفس است.

نزدیک بودن و دور بودن بیش از اندازه‌ی پاها از هم می‌‌تواند تاثیر نامطلوبی بدی بر بدن شما داشته باشد. سعی کنید پاهایتان در موقعیتی قرار گرفته باشند که به اندازه‌ی عرض لگن یا کمی بیشتر از هم فاصله داشته باشند، نه خیلی بیشتر.

بخش ۳: وارد شدن به یک اتاق

لحظه‌ای که وارد یک اتاق می‌شوید لحظه‌ای است که خودتان را در معرض قضاوت افرادی که در اتاق هستند قرار می‌دهید. حتما از این فرصت استفاده کنید.

شاید بعضی افراد تکنیک‌های مفرطی مثل خرامیدن را توصیه کنند، اما این توصیه شامل همه‌ی موقعیت‌ها نمی‌شود.

طوری لبخند بزنید که خوشحالی‌تان را از بودن در آن جمع نشان دهد

صرف نظر از اینکه واقعا خوشحال هستید یا نه، هنگام ورود به یک اتاق لبخند بزنید. طوری لبخند بزنید که انگار واقعا از آنچه می‌بینید لذت می‌برید. در این کار افراط نکنید. با صدای بلند نخندید. لبخندتان به گونه‌ای باشد که انگار پس از چند روز بارانی به بیرون قدم گذاشته‌اید و متوجه درخشش زیبای آفتاب شده‌اید.

با حاضران سلام و احوالپرسی کنید

نه منحصرا با یک شخص خاص. با صدای بلند یا به تک‌تک افراد سلام نکنید، مگر اینکه این نوع رفتار مورد پسند آنها باشد. در غیر این صورت، هنگامی که به افراد حاضر در اتاق نگاه می‌کنید، لحظه‌ای بی‌حرکت بمانید یا به آهستگی قدم بردارید.

  • ارتباط چشمی برقرار کنید

ارتباط چشمی برقرار کنید - ترفندهای زبان بدن

به جماعت حاضر در اتاق چنان سریع نگاه نکنید که انگار به اشیاء نگاه کرده‌اید. در چشم افراد نگاه کنید و اگر کسی چشم در چشم شما دوخت، به او لبخند بزنید. کاری کنید که دیگران احساس کنند یک فرد مثبت وارد اتاق شده است.

  • حوصله به خرج دهید

این کار نه تنها نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس شماست، بلکه حاکی از یک نگرش باز و پذیرا نیز می‌باشد.

برای دوستان (فرضی) دست تکان دهید

برای دوستان فرضی دست تکان دهید - ترفندهای زبان بدن

انسان‌ها به طور ذاتی افرادی را که دوستان زیاد دارند دوست داشته یا به آنها احترام می‌گذارند. وقتی پا به اتاقی می‌گذارید و روال عادی «سلام و احوالپرسی» را انجام می‌دهید، به دنبال آن برای دوستانتان دست تکان دهید و مثلا بگویید: «الان میام پیشت!»

مسئله این است که نباید برای دست تکان دادن برای دوستان فرضی، استرس داشته باشید. من در مناسبت‌های بزرگ همیشه این کار را می‌کنم. یادتان باشد که آدم پشت سرش را نمی‌بیند. اگر برای فردی که وجود خارجی ندارد و فرضا پشت سر فرد روبه‌روی شما است دست تکان دهید، فرد روبه‌رو نمی‌داند که شما در اصل برای هوا دست تکان داده‌اید.

این کار نتایج جالبی دارد:

  • مردم تصور می‌کنند شما افراد حاضر را می‌شناسید
  • شما زمان بیشتری دارید تا با آرامش به اطراف نگاه کنید
  • شما احساس اعتماد به نفس بیشتری می‌کنید

نکته اینجاست که با ترس دست تکان ندهید. این کار را با اطمینان کامل انجام دهید. جوری دست تکان دهید که انگار بهترین دوستتان آن طرف اتاق است و شما تلاش می‌کنید به او بگویید فورا خود را به او می‌رسانید.

بخش ۴: دست دادندست دادن - ترفندهای زبان بدن

محکم و در عین حال آرام دست دهید

مردها به ویژه به نحوه‌ی دست دادن حساس هستند. دست دادن ضعیف یا مثل «ماهی مرده» فورا درجه‌ی دوست‌داشتنی بودن شما را پایین می‌آورد.

  • فقط شما دست‌تان را جلو نیاورید. دست دادن یک کار گروهی است.
  • فشار دست‌تان طوری باشد که انگار دسته‌ی یک ماهیتابه‌ی سنگین را گرفته‌اید.
  • اگر کسی مثل «ماهی مرده» دستش را به سمت شما آورد، دستش را سخت فشار ندهید.

هنگام دست دادن ارتباط چشمی برقرار کنید

نگاه کردن به اطراف، ناخودآگاه بار منفی به همراه می‌آورد:

  • شما برای فردی که با او دست می دهید احترام قائل نیستید یا حواستان به او نیست.
  • شما چیزی برای مخفی کردن دارید.

به اندازه‌ای به چشمان فرد مقابل نگاه کنید که رنگ چشمان او را بخاطر بسپارید. زل نزنید و فقط لحظه‌ای به چشمان او بنگرید.

طوری لبخند بزنید گویی دیدن آنها روز خوبی را برای شما رقم زده است

هنگام نگاه کردن به چشمان فردی که با او دست می‌دهید طوری لبخند بزنید که گویی چیزی در چشمان او می‌بینید که شما را خوشحال می‌کند.

با صدای بلند نخندید و فقط لبخند بزنید.


مقاله مرتبط: چرا یادگیری زبان بدن برای مدیرها اهمیت دارد؟

بخش ۵: موضع‌گیری بدنی

اینکه موقعیت و موضع بدن خود را چگونه و کجا تعیین کنید در چگونگی برداشت دیگران از شما اثر می‌گذارد. موضع‌گیری بدنی به همراه حالت بدن ابزارهای قدرتمندی هستند.

موضع گیری باز داشته باشید

وقتی با فردی صحبت می‌کنید، حالت بدن‌تان را طوری نشان دهید که به روی آن فرد باز و پذیرا باشد. به عبارت دیگر، موقعیت بدن‌تان ترجیحا «در معرض» باشد، برای نمونه قفسه سینه‌تان را با دست‌هایتان نپوشانید و قوز نکنید. با رعایت این نکات اعتماد و راحتی خود را به فرد مقابل نشان می‌دهید.

زاویه بدن‌ خود را به سمت فردی که با او صحبت می‌کنید تنظیم کنید

این یک تغییر نامحسوس است، اما اطمینان از اینکه بدن شما به هم‌صحبت شما «اشاره می‌کند»، مهم است. اگر زاویه بدن‌تان دور از فرد مقابل باشد این حاکی از ترس، عدم‌امنیت و بدگمانی است.

به اشیاء تکیه ندهید

تکیه دادن به یک شئ (برای نمونه دیوار) حاکی از بی‌اعتنایی و احتمالا احساس ناامنی است. هر زمان که امکانش را دارید با یک حالت بدن خوب بایستید. با استفاده از نکات بخش حالت بدن سعی کنید یک «حالت بدن خنثی» و البته راحت را به خود بگیرید.

وقتی به چیزی تکیه می‌دهید، حالت بدن را فراموش نکنید

اگر بنا به هر دلیلی مجبور به تکیه دادن به چیزی می‌شوید، حالت بدن خوب‌تان را حفظ کنید. قوز نکنید.

بخش ۶: صورت

نقش صورت در زبان بدن

صورت شما ناحیه‌ای با سیگنال‌های بسیار است. در حقیقت، در زمینه‌ی حرکات ریز صورت که افراد به طور ناخودآگاه از خود بروز می‌دهند، تحقیقات بسیاری انجام شده است. انسان‌ها بدون اینکه بدانند اطلاعات زیادی را از این طریق منتقل می‌کنند. شما می‌توانید با استفاده از صورت‌تان، اطلاعات زیادی درباره‌ی خودتان به مردم بدهید.

از صورت خُنثای خود چهره‌ا‌ی شاد را به نمایش بگذارید

تا به حال از «سندروم صورت خونسرد» چیزی شنیده‌اید؟ برخی افراد ادعا می‌کنند که صورت خونسردشان ناراحت یا عصبانی به نظر می‌رسد و این حالت سبب می‌شود دیگران آنها را به عنوان یک خطر اجتماعی تلقی کنند. شما ترجیحا تمایل نخواهید داشت با فردی که این نوع حالت صورت را دارد صحبت کنید. گرچه این حالت اصلا تهدیدی ندارد، مگر برای روابط اجتماعی خود فرد.

حتما سعی کنید صورت عادی شما (برای نمونه وقتی با لپ‌تاپ کار می‌کنید) اگر هم شاد نیست، لااقل راحت به نظر رسد. یک ترفند آسان این است که حالتی به خودتان بگیرید که انگار چیز سرگرم‌کننده‌ای را یافته‌اید.

تماس چشمی را ناگهان قطع نکنید

مردم عادت دارند اگر با کسی چشم در چشم شدند، چشم از آن فرد برداشته و به جای دیگری نگاه کنند. سعی کنید این کار را نکنید. تماس چشمی را حفظ کنید و لبخند بزنید. مردم اغلب خودشان نگاه‌شان را بر می‌گردانند، گرچه برخی هم چشم از شما بر نخواهند داشت.

تماس چشمی فوائد متعددی دارد:

  • مردم شما را فردی بی‌آلایش در نظر می‌گیرند.
  • شما اعتماد به نفس بیشتری احساس خواهید کرد.

لطفا توجه کنید که وقتی به تماس چشمی فردی با تماس چشمی خودتان پاسخ می‌گویید، حتما لبخند بزنید. نگاه بی‌تفاوت می‌تواند بسیار ناخوشایند باشد.

چگونه لبخند بزنیم

یک ترفند آسان برای لبخند زدن وجود دارد: تصور کنید در حال تماشای چیزی هستید که واقعا دوست دارید.

لبخند زدن به معنی حرکت دادن اجزای صورت به یک شیوه‌ی خاص نیست، بلکه به معنی حس کردن شادی و اجازه‌ی ابراز آن توسط صورت است.

بخش ۷: تکنیک‌ها و عادات

در اینجا به برخی نکات خواهیم پرداخت که انجام دادن آنها مستلزم به کارگیری اطلاعات محاوره‌ای و ارتباطی شما است.

کارهای طرف مقابل را قرینه کنید

یک تکنیک قدرتمند که بسیار درباره آن تحقیق شده قرینه کردن است، گویی شما آینه هستید و فرد دیگر روبه‌روی شما است. مردم هنگامی در کنار شما احساس راحتی بیشتری می‌کنند و شما را بیشتر دوست خواهند داشت که شبیه آنها رفتار کنید. برای نمونه:

  • آنها دست به سینه هستند؟ شما هم دست به سینه باشید.
  • آنها به پای راست‌شان تکیه دادند؟ شما هم به پای راست‌تان تکیه دهید.
  • آنها یک لیوان آب در دست دارند؟ شما هم یک لیوان آب در دست بگیرید.

نکته اینجا است که نباید لو بروید. لحظه‌ای که فرد مورد نظر متوجه رفتار تقلیدآمیز شما شود، این تکنیک قدرت خود را از دست می‌دهد.

حرکات قرینه‌ای

همانند مورد بالا، در اینجا هم نباید لو بروید. اما نکات ظریفی گاهی اثرات بزرگی دارند:

  • با او در حال نوشیدن قهوه هستید. او فنجان را برمی‌دارد که از قهوه بنوشد؟ شما هم این کار را انجام دهید.
  • او لبخند می‌زند؟ شما هم لبخند بزنید (این یکی خیلی آسان).
  • او اندکی به شما نزدیک‌تر می‌شود. شما هم این کار را انجام دهید.

بار دیگر تکرار می‌کنم که لو نروید و ناخوشایند هم نباشید. از این تکنیک باید مرتبا و بدون جلب توجه استفاده کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا
نظر مردم کشورهای مختلف در مورد ایران چیه؟

نظر مردم کشورهای مختلف در مورد ایران چیه؟

** ۷۶ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ یک ﻧﻈﺮ

ﺳﻨﺠﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﺩﺭ 

ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ۹۱ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ .

*ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻟﺒﻨﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﻧﺲ ﺑﺎ ۳۹ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺳﻮﻡ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ.

*ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﯾﻮﻧﺎﻥ ﻭ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺎ ۳۶ ، ۲۷ ﻭ ۲۶ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭ ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ .

*ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ۱۳ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﻫﻔﺪﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﺑﺎ ۵ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ۲۱ ‏( ﺁﺧﺮ ‏)

ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

*ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﯽ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﭘﯿﻮ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ ۹۱ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﭘﺲ

ﺍﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ، ﻣﺮﺩﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺎ ۸۶ ﻭ ۸۵ ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻨﻔﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻈﺮ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ .

*ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﺴﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ۶۸ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ

۱۲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺼﺮﯼ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ۷۶ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﻫﺸﺘﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ. 

*ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﺁﺧﺮ ‏( ۲۱ ‏) ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ۸ ﺩﺭﺻﺪ

ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

*ﻣﺮﺩﻡ ﭼﯿﻦ ﺑﺎ ۶۲ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻈﺮ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺭﺩﻩ ﭼﻬﺎﺭﺩﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﺴﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

happyending.blog.ir/1395/09/05/if-you-born-in-israel

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا
دنبال  درآمدی؟

دنبال درآمدی؟

کسب درآمد

کسب درآمد از اپیزو opizo

اپیزو یک سایت کوتاه کننده لینک می باشد که شما می توانید از آن برای کسب درآمد از لینکهای دانلود یا هر لینک دیگری استفاده نمایید . در اپیزو نیاز نیست حتما فایلی را آپلود کنید شما می توانید از هر لینکی استفاده کرده و آنرا با اپیزو کوتاه کرده و بین دوستانتان به اشتراک بگذارید.

وقتی شخصی لینک اپیزو ایجاد شده شما را باز کند پس از مشاهده تبلیغ و زدن روی دکمه ردکردن تبلیغ یا لینک مورد نظر به لینک اصلی مورد نظر شما هدایت می شود . زمان انتظار هر کاربر در صفحه اپیزو کمتر از 10 ثانیه بوده و به ازای این 10 ثانیه انتظار و مشاهده تبلیغات بنریست که این مبلغ به حساب شما اضافه می گردد . لازم به ذکرست رد کردن لینک اپیزوی شما توسط خودتان درآمدی ندارد و باید دیگران لینک شما را باز کرده و رد تبلیغ کنند تا درآمد محاسبه گردد . برای مشاهده صفحه رد تبلیغ روی لینک زیر کلیک نمایید :

 

نمونه لینک اپیزو به همراه تبلیغ

 

در اپیزو شما می توانید تا 130 ریال به ازای هر بازدید کننده یکتا (IP) در روز درآمد داشته باشید در واقع از هر بازدید حقیقی 20 تا 30 ریال بسته به اولیت بازدید و مجموعا 5 بار در روز از هر IP درآمد کسب خواهید کرد و پس از رسیدن به 15 هزار تومان درآمد شما بصورت اتوماتیک به حساب شما واریز می گردد .

 

نحوه محاسبه قیمت هر بازدید و درآمد

بازدید اول یک نفر 30 ریال

بازدید دوم همان شخص 20 ریال

بازدید سوم همان شخص 30 ریال

بازدید چهارم همان شخص 20 ریال

بازدید پنجم همان شخص 30 ریال

مجموعه 130 ریال برای هر نفر در هر روز

در صورتیکه فقط 1000 نفر بازدیدکننده در روز داشته باشید و هر بازدیدکننده فقط 5 لینک را مشاهده کند درآمد شما روزانه 130000 ریال و ماهانه 3900000 ریال خواهد بود . سقف درآمد روزانه اپپزو برای وبمستر صاحب لینک محدودیتی نداشته و شما می توانید به میزان کل بازدیدکنندگان حقیقی خود درآمد داشته باشید .

 

 

مراحل کسب درآمد در اپیزو بصورت زیر می باشد :

1- عضویت در سایت

2-ورود به سایت و کوتاه کردن لینک های سایت خود یا لینکهای دیگر با استفاده از لینک ساز هوشمند یا بصورت دستی

3-اضافه کردن لینکهای تبدیل شده به سایت یا کدهای لینک ساز هوشمند و یا به اشتراک گذاری لینک اپیزو ایجاد شده در شبکه های اجتماعی و یا سایتهای پربیننده دیگر

4-اکنون به ازای هر بازدید که از لینک اپیزو ایجاد شده توسط شما شود مبلغی بین 20 تا 40 ریال و مجموعا از هر آی پی در یک روز تا سقف 130 ریال به حساب شما اضافه میگردد .

5-تکمیل پروفایل و دریافت درآمد پس از رسیدن به حداقل موجودی 15 هزار تومان بصورت اتوماتیک و بدون نیاز به ثبت درخواست .

کلیه پرداخت ها هر  هفته روزهای  دوشنبه انجام میگردد .

 

برای شروع فعالیت در اپیزو عضو شوید

 

برای دریافت وجه باید در منوی اصلی / تنظیمات  /  ویرایش اطلاعات کاربری

یعنی در لینک :

http://opizo.com/usercp/user/setting

مشخصات حساب بانکی خود را که شامل موارد زیر هست را وارد نمایید :

نام و نام خانوادگی ، نام بانک ، کد شبای حساب بانکی و شماره کارت بانک

وارد کردن همه موارد بالا بصورت کامل و فارسی الزامیست .

 

 

پرسش و پاسخ

 

1-من هیچ لینک یا سایتی برای قراردادن لینک و کسب درآمد ندارم چه کنم ؟

پاسخ :  شما می توانید مطالب پربیینده ای را انتخاب کنید و در شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک ، کانالها و گروههای تلگرام و یا انجمن های عمومی به اشتراک بگذارید و بدون داشتن سایت نیز کسب درآمد داشته باشید .

 

2- میزان کسب درآمد از هر بازدید چقدر است ؟

پاسخ : 20 تا 30 ریال از هر بازدید و ماکزیمم 130 ریال از هر آی پی در روز

 

3- برای کسب درآمد باید چه اطلاعاتی در بخش پروفایل وارد شود ؟

پاسخ : نام و نام خانوادگی ، نام بانک ، کد شبای حساب بانکی و شماره کارت بانکی

 

4-آیا امکان قراردادن لینک اپیزو در سایتهای خارجی و با بازدیدکننده خارجی وجود دارد ؟

پاسخ : بله اپیزو یک سایت چندزبانه بوده و کاربران خارجی نیز براحتی می توانند لینکهای اپیزو را باز کرده و رد تبلیغ کنند

 

5- آیا من می توانم خودم لینکهای خودم را کوتاه کنم و کسب درآمد نمایم ؟

پاسخ : خیر اینکار تقلب محسوب میشه و در صورت مشاهده اکانت شما مسدود و درآمد شما بلوکه خواهد شد .لازم به ذکرست بهتراست قبل از فعالیت در سایت حتما قوانین سایت را مطالعه نمایید .

 

6- چطور می توان به اپیزو اعتماد کرد ؟

پاسخ : اپیزو یک سایت قدیمیست اگر کمی در گوگل سرچ کنید متوجه گستردگی حجم استفاده از اپیزو می شوید مطمئنا اگر اپیزو پرداختی نداشت کسی از آن استفاده نمی کرد . علاوه بر آن شما می توانید از سایتهای بزرگی که هماکنون در حال استفاده از اپیزو هستند استعلام کرده و از پرداختی اپیزو مطمئن شوید .

برای شروع فعالیت در اپیزو عضو شوید

 

 


تگ : کسب درآمد از لینک ، کسب درآمد از لینک کوتاه ، کسب درآمد از لینک فایل ، کسب درآمد با لینک ، کسب درآمد از اشتراک لینک ، کسب درآمد از تلگرام ، درآمدزایی با لینک ، کسب درآمد از اپیزو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا

چی میخوای؟!

چند وقت پیش یه نفر از من پرسید:

از زندگی چی میخوای؟!
گفتم فقط آرامش :)
خوشبختی برای هر کسی تعریف خاص خودش رو داره...
من خوشبختی رو در داشتن آرامش میبینم...
حالا توی هر خونه ای با هر امکاناتی... مهم نیست... مهم اینه که یه دنیا آرامش داشته باشی و یه دل شاد ^_^
حالا من از شما میپرسم...
شما از زندگیتون چی میخواید؟!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا

چطور می توان بهتر زندگی کرد

خدا ..

از خدا پرسیدم:
خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر.
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دوست آشنا

آنطور که دلِ خودت میخاد...

موفقیت یعنی

موفقیت یعنی ...
آنطور که دلِ خودتان می خواهد زندگی کنید؛کاری که خودتان دوستش دارید را انجام دهید؛ آدمی که خودتان دوستش دارید را دوست بدارید، لباسی که خودتان می پسندید را به تن کنید،
در راهی که خودتان انتخاب کردید قدم بردارید ...
به تعبیری با تمام تاسف « ما بیشتر میپسندیم که خوشبخت نباشیم اما دیگران ما را خوشبخت بدانند تا این که خوشبخت باشیم اما دیگران ما را بدبخت بدانند. »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا

زندگی همین حالاست

زندگی همین حالاست_افلاطون

⁉️ از افلاطون پرسیدند: شگفت‌انگیزترین رفتار انسان چیست؟ 

پاسخ داد: از کودکى خسته می‌شود، براى بزرگ شدن عجله مى‌کند و سپس دلتنگ دوران کودکى خود مى‌شود .

ابتدا براى کسب مال و ثروت از سلامتى خود مایه مى‌گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى‌کند.

طورى زندگى مى‌کند که انگار هرگز نخواهد مرد و بعد طورى مى‌میرد که انگار هرگز زندگى نکرده است!

آنقدر به آینده فکر مى‌کند که متوجه از دست رفتن امروز خود نیست، در حالى که زندگى گذشته یا آینده نیست، زندگى همین حالاست!



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دوست آشنا

هفت چیزی که افراد موفق در هفت روز هفته برای مفید بودن انجام می‌دهند.

این روزها همه به دنبال اکسیر موفقیت هستند و خوشبختانه افرادی یافت می‌شوند که با رعایت نکات مختلف توانسته‌اند به موفقیت دست پیدا کنند، به همین منظور نگاهی به هفت چیزی خواهیم داشت که این افراد موفق در هفت روز هفته انجام می‌دهند.

افراد زیادی هستند که همیشه کار امروز را به فردا موکول می‌کنند و به راحتی از هدف خود دست می‌کشند، از طرف دیگر افرادی هم هستند که با عزم و اراده بالا سعی می‌کنند فرد مفیدی بوده و زندگی موفقی داشته باشند. با این حساب می‌توان از نکاتی که این افراد موفق انجام می‌‌دهند درس گرفت. همه ما کارآفرینان و سیاست‌مداران بزرگی را می‌شناسیم که با سرسختی توانسته‌‌اند زمان خود را در زندگی مدیریت کنند. به این ترتیب در اینجا نگاهی به رمز و راز موفقیت این افراد خواهیم داشت تا ببینیم در هفت روز هفته چه چیزهایی را برای موفقیت و مفید بودن انجام می‌دهند......

ادامه دارد

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دوست آشنا

💖راهکارهای تداوم روابط عاشقانه 2

💖راهکارهای تداوم روابط عاشقانه

-4- احساستان را ابراز کنید

تماس‌های کوچک، مثل گرفتن دستش زمانی که در حال قدم زدن در خیابان هستید، یا گذاشتن دستتان روی شانه‌اش وقتی نشسته‌اید، به او گرمای عشق و محبتتان را منتقل می‌کند.ج

۵- تحسینش کنید

بگذارید شریک زندگی‌تان همیشه بداند که شما چه چیزی را در مورد او دوست دارید و چه نقاط قوتی در او می‌بینید. عشق‌ورزی تنها در ایجاد رابطه‌ی عاشقانه نیست؛ بلکه با تشویق و حمایت یکدیگر در طول زندگی نیز معنا پیدا می‌کند. به او کمک کنید تا به توانایی‌های خود پی ببرد و در تکاملش بهترین باشد.

۶- با او شریک شوید

علایق و نفرت‌ها، رویا‌ها و ترس‌ها، دستاوردها و اشتباهات و هرچیز دیگری را تنها برای خودتان نگه ندارید. اگر برایتان مهم است، با او نیز در میان بگذارید

۷- سنگ صبورش باشید

بدون قضاوت به حرف‌های شریکتان گوش دهید؛ گوش دادن فعال به صورت بی‌طرفانه و بدون قضاوت می‌تواند به حفظ و محکم‌تر شدن رابطه‌ی عاشقانه‌ی شما کمک کند. اگر قبل از اینکه شریک زندگیتان حرف‌هایش را به پایان برساند، شما حالت تدافعی بگیرید، انگار اصلاً به حرف‌های او گوش نداده‌اید.

گوش دادن به چیزهایی که او را آزار می‌دهد و پیشنهاد کمک، حتی در حد همدلی می‌تواند به محکم شدن رابطه‌تان کمک کند.

۸- او را همانطور که هست بپذیرید

فراموش نکنید شریک زندگیتان با وجود نقطه ضعف‌ها اکنون شما را انتخاب کرده است. یاد بگیرید خصوصیات او را به رسمیت بشناسید و برای آن چیزی که هست، او را دوست داشته باشید.

بدانید که هیچ چیز کاملاً درست یا غلطی وجود ندارد، همه‌ی ما با عینک تجربه می‌بینیم و هیچ حقیقت عینی وجود ندارد و درک هر فرد برای او معتبر است.

این که بخواهید به شریکتان تحمیل کنید که چه چیز درست است و چه چیز غلط، تنها باعث کم‌رنگ شدن رابطه‌تان‌ خواهید شد؛ بنابراین سعی کنید او را درک کنید و از دید او به قضایا نگاه کنید.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دوست آشنا

💖 راهکارهای تداوم روابط عاشقانه

💖راهکارهای تداوم روابط عاشقانه

۱- بدون چشم‌داشت محبت کنید

به یاد داشته باشید اگر شما در رابطه‌ی خود خوشحال هستید، باعثش هزاران کار کوچکی است که شریک زندگیتان هر روز برای شما انجام می‌دهد؛ضمن اینکه محبت کردن، ابتدا بیشترین اثر مثبت را روی خودتان می‌گذارد؛ پس با حساب و کتاب، اوقات خود را تلخ نکنید

۲- به او هدیه بدهید

یکی از راه‌های ابراز محبت، هدیه دادن است؛ یک دسته گل، لباس یا زیورآلات که به نظرتان زیبا می‌آید، حتی هدیه می‌تواند هنر دست شما باشد؛ مثل یک کاردستی، یک بیت شعر، یا حتی یک دسر خانگی؛ خلاصه هرچیز بزرگ و کوچکی که به او می‌گوید شما به فکرش هستید، برای این منظور مناسب است

۳- به او بگویید دوستش دارید

کلمات معمولاً واضح‌تر از رفتار می‌توانند احساسات را بیان کنند و گفتن یک جمله‌ی «دوستت دارم» می‌تواند معجزه کند.

البته قرار نیست همیشه به این شکل این جمله را به زبان بیاورید، کافیست کمی خلاقیت به خرج دهید و احساستان را ابراز کنید.

#عاشق_بمانیم
ادامه دارد..
کپی رایت : این متن از پاتوق عشق کپی شده است
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا

میدانی که....

میدانی که:

ازخدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت است
از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است
  پس هر چه می خواهی از خدا بخواه
و در نظر داشته باش که
برای او غیر ممکن وجود ندارد و تمام غیر ممکن ها فقط برای توست
پس با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هرچه خواهی کن



۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دوست آشنا

قدرت مغز

افسران - در اسلام عقل مقدس ترین چیزهاست.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دوست آشنا

من عاشقش نبودم ولی خیلی صبر کرد ......

من عاشقش نبودم ولی خیلی صبر کرد ......

فغیق

انسان ....تنهاست.

کسی نمیتونه از تنهایی و غربت ذاتیش رهایی پیدا کنه.

ولی هیچگاه به طور کامل غربت انسان زائل نمیشه.

خدا انسان را طوری آفریده که تنهاییش فقط با خودش برطرف بشه.از تنهایی و غربت گله نکنیم و آن را تقصیر این و آن نیندازیم.

خدا منتظر ماست....

پس نوشت :حرفی برا گفتن ندارم فقط عاشقتم خدا

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دوست آشنا

چگونه صحبت کنیم تا به کار ما رسیدگی کنند؟

 چگونه صحبت کنیم تا به کار ما رسیدگی کنند؟

به نام خدا، سلام دارم خدمت شما همراهان عزیز وب سایت بیشتر از یک نفر

من محمد پیام بهرام پور هستم و قصد دارم در فیلم تکنیک های خیلی کاربردی رو به شما بگم که چطور در ادارات و موسسات کارتون راه بیفته. وقتی یک درخواستی دارید که این کار انجام بشه. البته گفتنی هست من قصد داشتم این فیلم رو حتما من حتما امروز ضبط کنم چون هیچ فرصتی برای ضبط این فیلم نبود، از همراهان عزیز دوره مدرسه استادیبندرعباس که برخی شون رو اینجا مشاهده می کنید خواستم که اینجا باشند و بصورت عملی نحوه فیلم برداری رو هم مشاهده کنند.

خیلی از دوستان من توی دوره دانشگاه از من خواستند که راهکارهایی رو بهشون بگم که چطوری کارمون رو تو دانشگاه اینقدر سریع راه میندازند.

با مسئول آموزش ارتباط خیلی خوبی دارم، ازش می خوام درسها رو جا به جا می کنه، کاری که امکان نداره برای هیچ کسی انجام بدن رو خیلی راحت انجام میده و خیلی وقت ها دیدم افراد خیلی زیادی تو صف هستن تا من میام و صحبت می کنم کار همه ی اونها رو هم در کنار کار من راه میندازن.

من شخصا ۱۰۰ درصد از این موضوعات جواب گرفتم ولی اصلا متوجهش نبودم که شاید گفتن این موضوعات به دیگران هم می تونست کمک بکنه تا چند نفر از دوستان هم از من خواستن تا این موضوع رو مطرح کنم.

البته نمی گم که با این موضوعات ۱۰۰ درصد هر کار اداری رو می تونید انجام بدید اما من شخصا نتایج بسیار خوبی گرفتم و می تونم بگم که تا حالا دفعه ای نبوده که نتیجه ای از این روش ها نگرفته باشم.

اولین راهکاری که به من کمک می کنه این هستش که شرایط اون فرد رو درک می کنم البته به این معنی نیستش که بهش حق میدم هر کاری بخواد انجام بده، نه ولی شرایطش رو درک می کنم، دقیقا متوجه هستم که اون چه سختی هایی داره به عنوان مثال وقتی می بینیم که در روز، ۱۰۰ نفر، ۲۰۰ نفر مثل من میان این درخواست رو دارند با چهره عبوس متوجه میشم که شرایط خیلی ساده ای نداره و دشواری ها ی خاص خودش رو داره.

مورد بعدی این هستش که کمی با اون فرد همگامی می کنم. به این معنی که اول یک اتفاق مشابه رو پیدا میکنم اتفاقی که حالا یک شباهتی بین من و اون فرد ایجاد می کنه مثلا بهش میگم که واقعا خدا قوت می گم اینکه از صبح همه با عبوس و طلبکار میان سراغتون، یک اعصاب فولادی می خواد که ماشالله شما خیلی خوبید که الان دارید لبخند میزنید. وقتی چنین موضوعی رو بگم اون فرد احساس همگامی با من می کنه و حس بهتری داره یا مثلا یک مشکل اون فرد رو مطرح بکنیم و بگیم ای کاش مسوولین براتون این مشکل رو رفع بکنند. مثلا کسی که تو قسمت آرشیو کار می کنه بگیم: واقعا سخت نیست بین این همه سند و برگه شما دنبال یک کاغذ بگردید؟، ان شاالله که زودتر اینو الکترونیکی بکنند که شما اینقدر به زحمت نیفتید.

همین که با اون فرد همگامی بکنیم و راجع به یک  مشکل اون فرد صحبت کنیم و بگیم ای کاش مشکل رفع بشه یا سختی کار اون فرد رو ببینیم و بهش خدا قوت بگیم، خودش می تونه به ما خیلی خیلی کمک کنه.

مورد دوم که بسیار کلیدی هست، زدن لبخند و خدا قوت هست. پیشنهاد می کنم از واژه خسته نباشید استفاده نکنید و ببینید چقدر اثر بخشه. همه با چهره عبوس میان کار اداری شون انجام شه. طلبکار، شما با لبخند میاید و میگید خدا قوت. ببینید چقدر نتیجه خوب می گیرید.

بعدی به جای اینکه به شخص دستور بدید بگید این کارو بکن، اینو امضا می کنید یا اینو زحمت می کشید بگید که میشه منو راهنمایی کنید یعنی به جای زحمت دادن، درخواست راهنمایی داشته باشیم.

با درخواست راهنمایی می بینید که اشخاص دوست دارن مارو راهنمایی کنند ولی هیچکس دوست نداره بهش دستور بدیم، پس اگر کمک بخوایم احتمال اینکه کار ما رو راه بندازند خیلی زیاده اما اگر دستور بدیم احتمال راه انداختن کار ما خیلی کم هست.

پیشنهاد بعدی من این هست: حتی وقتی با کسی کاری نداریم ازش تشکر بکنیم. مثلا یکبار میانه های ترم بود، در اتاق اموزش رو باز کردم، وارد اناق آموزش شدم، به کارشناس آموزش گفتم که: مسئول عزیز، من فقط اومدم ازتون تشکر کنم همه دم انتخاب واحد و وقتی کارشون لنگ شماست میان تشکر می کنند من گفتم بیام بی دلیل بیام بهتون یه خدا قوت بگم. کاری رو کردم که هیچ کسی تو اون همه سالیانی که مدیر آموزش اونجا حضور داشت، ندیده بود و همین باعث شد که یک ارتباط خیلی خوبی شکل بگیره.

پس شما می تونید بی دلیل از افراد تشکر بکنید و ببینید که چه نتیجه خوبی برای شما به ارمغان خواهد اورد.

و نکته بعدی تشکر بعد از انجام کار هست. خیلی ها وقتی کارشون انجام میشه دیگه سریع میرن و محل رو ترک می کنند ولی یادمون باشه کارمون که انجام شد برگردیم به اون اتاقی که شخص کارمون رو انجام داده ازش تشکر بکنیم و بگیم که واقعا از لطفت ممنونم. این کمک می کنه که دفعه های بعد اون شخص کار ما رو با علاقه انجام بده.

و باز هم پیشنهاد می کنم به جای دستور دادن یا سوال کردن، درخواست کمک بکنید. یعنی به شخص بگید میشه به من کمک بکنید من  این کار امروز رو انجام بدم؟ معمولا افراد خیلی راحت کمک می کنند ولی وقتی بهشون دستور میدیم یا سوال می پرسیم و منتظر جواب هستیم یک گارد می گیرند.

من از این روش ها استفاده کردم و اکثر اوقات جواب خیلی خوبی گرفتم. احتمال میدم اگر از این روش ها استفاده می کنید و جواب خیلی خوبی نگرفتید شاید هنوز به قدر کفایت هنوز تسلط ندارین یا اینکه این کار رو درست انجام نمی دید و مطمئنم با درست انجام دادن این تکنیک ها می تونید حداقل از ۵۰ درصد موارد بهترین نتیجه رو بگیرید.

ممنون که با ما همراه بودید و امیدوارم که بیشتر از یک نفر باشید…

مرسی از شما و ممنونم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا

بازی ها و ایجاد خلاقیت در کودک

بازی ها و ایجاد خلاقیت در کودک
نویسنده: 
ثریا قزل ایاغ

همه ی شما به اندازه ی کافی از دیدگاه های روانشناختی و حتی جامعه شناسی مطلع هستید و می دانید بازی فعالیتی است که بیشترین ساعات بیداری کودکان را پیش از دبستان تشکیل می دهد و به طور کلی اگر بخواهیم راجع به بازی صحبت کنیم بازی یک وسوسه و یک دغدغه ازلی و ابدی انسان است.

بازی ها در هر سنی شکل و قالبی خاص دارد. انسان از لحظه تولد تا مرگ نیاز به بازی دارد، منتها شکل آن در هر سنی فرق می کند. همچنین انگیزه های آن در هر سن و دوره ای می تواند متفاوت باشد بازی های سنتی با وجودی که از عمرشان خیلی می گذرد ولی از نظریه های روان شناختی و جامعه شناختی خیلی دور نیستند چه بسا که این نظریه ها از مشاهده ی بازی ها متولد شده اند، نه این که اول آن نظریه ها نوشته شده باشد و بعد این بازی ها متولد شود.

مادران و به دنبال آن روان شناسان پس از مشاهده ی کودک و نیاز او به بازی و تحرک، نتیجه گرفتند که کودکان در سنین نوزادی به بازی های حسی – حرکتی نیاز دارند. سپس بازی های تخیلی و پس از آن بازی های قاعده دار.  پیاژه بازی های دوران کودکی را به سه دسته تقسیم می کند. 

دوران تولد تا سه سالگی، دوران تربیت قوای حسی – حرکتی است بیشترین تمرکز بر این است که بچه خیلی خوب ببیند، بشنود، خوب اشیا را بگیرد و خوب حرکت داشته باشد و قوای حسی – حرکتی او تقویت شود. یادگیری با پیشرفت قوای او تقویت شود. متخصصان تعلیم و تربیت سن هفت سالگی را برای شروع آموزش آگاهانه انتخاب کرده اند و دقیقاً مبنای آن را فیزیولوژیک و ذهنی دانسته اند.

در هفت سالگی، بچه حواس اش خوب کار می کند، خوب می بیند، خوب می شنود، خوب لمس می کند و آمادگی پذیرش مواد آموزشی را دارد. پیاژه دوران اولیه ی حیات را دوران حسی – حرکتی می نامد و بازی هایی که در این ارتباط هستند را در این دوره قرار می دهد. یعنی هر گونه فعالیتی که باعث تقویت قوای حسی – حرکتی کودک شود و بین اندام‌های بدن و فرمانی که از مغز می آید هماهنگی برقرار کند، فعالیت مفیدی برای آن دوران حیات به حساب می آید. امروزه انواع و اقسام بازی های مدرن با توجه به بنیادهای روانشناسی کودک ابداع می شود. بچه ها می توانند با اسباب گوناگون یا حتی بدون آن، بازی کنند. کودک دو ساله ای را در نظر بگیرید که می خواهد دکمه های لباس و یا بند کفش اش را ببندد. بستن دکمه ها یا بند کفش برای کودک بازی محسوب می شود. بسیاری مواقع مادر با بستن دکمه ها یا بند کفش، فرصت یادگیری این مهارت را از کودک می گیرد. در حالی که هر کدام از اینها یک بازی حسی – حرکتی است. چون بین مغز و دست بچه هماهنگی بوجود می آید و مهارت کافی برای انجام آن فعالیت به دست می آورد.

تعدادی بازی جهت تقویت این قوا در کودکان وجود دارد که با استفاده از اسباب بازی یا بدون آن انجام می شود. از بدو تولد تا سه سالگی، بازی ها با هدف کسب همین مهارت ها صورت می گیرد. پیاژه مثالی جالب دارد او می گوید: تاب بازی یک نوع بازی است. بچه دو ساله به هنگام تاب بازی، تمام توان اش را صرف تعادل و نگهداشتن خود روی تاب می کند تا زمین نخورد یعنی تمام تجربه او حسی – حرکتی است . ولی این بچه در ۴ سالگی روی تاب می نشیند، دیگر زمین نمی خورد و مهارت کافی برای این کار را دارد او چشمان خود را می بندد و در دنیای تخیل در آسمان پرواز می کند. وسیله بازی تغییر نکرده است، تاب همان تاب است ولی کودک تغییر کرده است. پس از بازی های حسی – حرکتی کودک از ۳ سالگی به بازی‌های تخیلی نیاز دارد و پس از آن یعنی در اواخر دوره ی آمادگی، کودک دوست دارد به هنگام تاب بازی مسابقه بدهد. اگر فردی را در تاب مجاور نبیند، از تاب بازی لذت زیادی نمی برد. او از انجام بازی با قاعده و با نظم لذت می برد. این دقیقاً همان روند رشد کودک در خلال بازی است. اگر کودک، بازی های این دوره را تجربه نکنند، نمی تواند از بازی های تخیلی و تقلیدی به اندازه کافی لذت ببرد. چون بازی های حسی – حرکتی، پیش زمینه ی بازی های تخیلی است. همچنین تا زمانی که کودک بازی تخیلی نکرده باشد، قادر به ابداع قواعد بازی نیست.

مقدمه ی حاضر برای ورود به بحث بازی های سنتی کفایت می کند. این بازی ها مثل بازی های امروزی، فعالیتی خود انگیخته است. اجبار در آن نیست و کسی به دیگری دیکته نمی کند. مثلاً تمرین جدی تنیس باز حرفه ای بازی محسوب نمی شود. اما اگر در اوقات فراغت با بچه ی خودش تنیس بازی کند، بازی تلقی می شود. هدف از بازی دریافت جایزه یا پول نیست. تفاوت بازی با کار در خود انگیختگی آن است یعنی هیچ نوع اجباری جز نیاز به بازی ما را به سمت و سوی آن نمی برد. پس بازی های سنتی فعالیت های خود انگیخته هستند و نکته مهم در این فعالیت ها روند بازی است نه نتیجه آن، یعنی بازیکن برای برد و باخت بازی نمی کند که از روند بازی لذت می برد.

اگر بازی دستاوردی داشته باشد در اجرای آن به دست می آید. در این بازی های، برنده و بازنده فقط یک قدم از هم فاصله دارند البته در این بازی ها برای این که انگیزه برای تلاش و رویارویی و رقابت سالم و سازنده باشد برد و باخت وجود دارد، ولی محور نیست، چرا که این گونه بازی ها از درون زندگی روزمره مردم بیرون می آیند، چون زندگی عوام، دنیای عمل است. یعنی کار می کنند و در حین فعالیت، بازی هم می کنند. بازی های سنتی از فولکلور و فرهنگ عامه سرچشمه می گیرد پس متعلق به توده هاست. وقتی تاریخچه ی هر کدام از این بازی ها را مطالعه می کنیم تمرینی برای کار روزانه بوده است که فرد بتواند با مشکلات زندگی و اعمال دشوار زندگی بهتر رو به رو شود. مثلاً مهارت سوارکاری که جوشیده از زندگی مردم عشایر است، محور بسیاری از بازی های آنان است. در یک بازی ژاپنی که بین دهقانان رایج بوده است، وقتی آنان دانه ها را برداشت می کردند، دانه های مرغوب تری را برای کشت جدا می کردند و داخل کیسه های کوچک می ریختند و کیسه را به کمرشان می بستند و گاهی با این کیسه ها پاس کاری می کردند که شبیه بازی دست اش ده ما است.

سابقه ی این بازی به ۷۰۰ سال پیش ژاپن بر می گردد. امروزه حتی با پیشرفت در کشاورزی، دانه های نامرغوب را در کیسه هایی می ریزند و این کیسه ها کاملاً به وسیله ای برای بازی تبدیل شده است. با این وصف از بازی های سنتی، باید ببینیم چرا این بازی ها به گوشه ای رانده شده اند و چرا شناخت جامعه نسبت به آن ها بسیار ناقص است. شاید والدین بچه می پندارند، بازی های سنتی تاریخ مصرف دارند و دوره ی آن ها سپری شده است، چرا که با کامپیوتر می توان بازی های بسیار پیشرفته ای انجام داد. بازی های سنتی مانند انواع دیگر فرهنگ عامه حرفی برای گفتن دارند. چرا ما هنوز داستان های ۲۰۰۰ سال پیش را می خوانیم، شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ را می خوانیم، چرا قصه های عامیانه را دوست داریم اگر عمر این ها گذشته بود آن ها را به موزه ها می سپردیم. ولی می خوانیم چون هنوز حرف برای گفتن، و دلایلی برای ادامه حیات دارند. وقتی امروزه دیوان حافظ می خوانیم، برداشت خودمان را از حافظ داریم که الزاماً برداشت انسان هایی که در عصر حافظ زندگی می کردند، نیست. فرهنگ پدیده ی زاینده ای است که با انسان ها رشد می کند، منجمد نمی شود و مثل اشیای موزه ای نیست که بگذاریم و نگاه اش کنیم. فرهنگ آموزش دادنی نیست، که پرورشی و زندگی کردنی است. فرهنگ بر بستر زندگی رشد می کند و در تعامل با آن پرورده می شود. ما که بازی های سنتی یا هر یک از انواع فرهنگ عامه را به فراموشی سپرده ایم باید کمی با خودمان اندیشه کنیم که این بازی ها یا انواع دیگر فرهنگ عامه ی هر جامعه، چه دستاوردی برای هر نسلی دارد که برای هر نسلی یکسان نیست. قصه های عامیانه را برای ما گفته اند ولی دوران کودکی ما با دوره ی بچه ی خودمان فرق دارد ما آن را با بچه مان سهیم می شویم؛ البته نه با این تصور که همان تاثیری که در ما داشته، در او نیز دارد، زیرا کودک ما متعلق به عصر دیجیتال و الکترونیک است.

در سفر به ژاپن دستاوردی داشتیم که شاید برایتان جالب باشد. ژاپن پیشرفته ترین کشور صنعتی جهان است. این کشور سنتی با صنعت پیشرفته و ما کشوری سنتی بدون صنعت هستیم اما بی رحمانه گردن هر چیز سنتی را می زنیم. مردم ژاپن بسیار خوب می دانند اگر در جامعه ی صنعتی، سنت های خود را حفظ نکنند، زیان خواهند دید و در حال حاضر به این امر بسیار اهمیت می دهند و معتقد هستند که بچه هایشان چیزی را گم کرده اند که همانا ارتباط واقعی بچه ها با طبیعت و جامعه است.

مجسم کنید در آینده ای نه چندان دور تکنولوژی امکاناتی را برای نسل آینده فراهم می کند، کتابخانه را از طریق کامپیوتر جستجو می کنیم و نیازمان برطرف می شود، خرید روزانه را از طریق کامپیوتر جستجو می کنیم ولی در این میان ارتباط انسانی روز به روز ناپیدا می شود. دنیایی که به روی هر فرد باز می شود مجازی است. با کامپیوتر می توان به قله اورست و یا به قعر اقیانوس ها راه یافت و زیباترین آبشارها را دید. هر اندازه تکنولوژی پیش می رود انسان از دنیای واقعی فاصله می گیرد و به سوی دنیای مجازی کشیده می شود. این تجربه را ژاپن برای کشور خودش تلخ می کند. آنان معتقدند هستند که نسل جوان ژاپن هیچ تعلقی نسبت به طبیعت و زیبایی های آن ندارد.

با تأسف مردم ایران به خصوص نسل جوان نیز با وجودی که در کشور صنعتی پیشرفته زندگی نمی کنند همواره از طبیعت جدا هستند. در نیتجه برای حفظ محیط زیست هم تضمینی وجود ندارد. روزگاری لحاف بچه های ایران در فصل تابستان، آسمان پر ستاره بود که خود نعمتی بود برای نزدیکی با طبیعت و زیبایی هایش. بازی های کامپیوتری ممکن است از نظر ذهنی و راهبردی، بازی های ارزشمندی باشند و شخص را به فکر کردن وادار کنند، ولی به همان نسبت رواج دهنده ی خشونت هستند، مثلاً در جنوب لبنان بازی هایی طراحی شده که در آن بچه های فلسطین، اسراییلی ها را می کشند و هر چه بیشتر اسراییلی بکشند، امتیاز بیشتری می گیرند. حتماً این گونه بازی ها در اروپا، اسراییل، آفریقا و ... هم وجود دارند. خشونت زیادی در این بازی ها رواج دارد. در بعضی از این ها باید هواپیما را زد. ماشین ها را از خط خارج کرد و ... این بازی ها هر قدر هم که کودک را به تفکر وا دارد نهایتاً مبنای آن خشونت ضد بشری است. چیزی که بربریت را در انسان رشد می دهد که ما قرن ها سعی کردیم آن را مثل دیو در بند بکشیم و نگذاریم نمود پیدا کند و بگوییم ما متمدن شده ایم و می توانیم با هم گفتگو کنیم. ولی این ها دوباره توحش را رشد می دهد و عریان می کند. می دانیم که ۹۰ درصد بازی های فولکلور در دامن طبیعت انجام می شود و ابزارهای آن ها بیشتر از طبیعت گرفته می شود. در ژاپن، سازنده ی باربی، روانشناسی کودک را خیلی خوب می دانسته است. عروسک های باربی نشان دهنده ی زندگی همان بچه ها است. از لباس پوشیدن، ورزش کردن، وسایل خانه و ... همه و همه را بچه در زندگی واقعی خود و والدینش دیده است. ولی با تأسف با زندگی بچه های ما تضاد فرهنگی دارد. از طرفی عروسک دارا و سارا، متعلق به دوره ی پیش از قاجار است. این عروسک ها با آن لباس های محلی، تنها زینت فرهنگی خانه است. عروسک های قدیم خودمان را در نظر بگیرید که با دو تکه چوب به صورت ضربدر برای اسکلت و تکه پارچه هایی از لباس مادر و مادربزرگ ساخته می شد، این عروسک بخشی از زندگی بچه بود و می توانست با آن ارتباط برقرار کند ولی امروز عروسک های دارا و سارا و باربی هر دو با وضع موجود بچه ها تضاد دارند و بچه ها در اصل به ظاهر، عروسک بازی می کنند. در بازی های سنتی، مقررات بازی، تعداد بازیکن و رفتارهای قابل انعطاف هستند، به طوری که می توانیم خودمان قانون بگذاریم. مثلاً در بازی هفت سنگ هر جمعی می تواند برای خودش قانونی بگذارد و بر اساس آن بازی کند.

امروز دو فکر وجود دارد: فکری که می گوید بازی های سنتی هنوز چیزهای زیادی برای گفتن دارند و کسانی که می گویند عمر این بازی ها گذشته است و بهتر است بچه ها را راحت بگذاریم.

بچه ها از بازی چه انتظاری دارند؟ شادی، لذت، سرگرمی، تحرک بدنی و نوعی تعامل و بده و بستان می خواهند، بچه ها در بازی نظم و قاعده می خواهند، تا موقعی که بازی های سنتی مناسب با این انگیزه ها باشد. چه چیزی می تواند جانشین این بازی ها شود، بازی را نباید نامگذاری کرد. اول بچه ها باید بازی کنند اگر لذت بردند پس امروزی است بهتر است شناسنامه به بازی ندهیم. ممکن است بازی ۲۰۰۰ سال پیش بتواند به بچه ی قرن بیستم لذت بدهد و بر خلاف خشونت رایج در بازی های کامپیوتری بچه را در یک تعامل صلح آمیز قرار بدهد. بازی های سنتی اکثراً تنش زدایی می کنند، در صورتی که بازی های کامپیوتری امروزی تنش زا هستند. در بازی های سنتی، برنده و بازنده هر دو لذت می برند و از هم فاصله چندانی ندارند. اگر چه این بازی ها را چشم بسته برای اجرا تأیید نمی کنیم و این ها باید انتخاب و بازنویسی شوند. تست ما خود بچه ها در میدان بازی هستند و از سوی بچه ها به اجرا در می آیند. وقتی امکاناتی نبوده بچه ها با پنج تا سنگ یا دو تا چوب بازی می کرند، ولی امروزه این بازی ها قابل پیشرفت هستند. در ژاپن این کار بسیار خوب انجام شده است. مثلاً در بازی کیسه لوبیا، کیسه های بسیار زیبایی با رنگ ها و اشکال گوناگون دوخته شده است و با آن جهت های جغرافیایی را تعلیم می دهند و برای شناختن اندام های بدن همراه با موسیقی از این کیسه های لوبیا استفاده می کنند و حتی با استفاده از این کیسه های قصه های عامیانه ژاپن را با ریتم، قصه گویی می کنند.

در ژاپن بازی های سنتی قدم به قدم با مردم رشد می کند مثل زبان و فولکلور که با انسان رشد می کند. اگر به ارزش این بازی ها ایمان داریم، بیاییم بخشی از بازی های سنتی قابل اجرا را که در بچه ها انگیزه و تلاش ایجاد می کند، بازسازی کنیم. بخصوص ساختن بازیچه ها را جدی بگیریم. البته از سوی خود بچه ها. در این صورت بازیکن ابزار مخصوص به خودش را دارد. مثل سنگ یک قل و دو قل یا سنگ لی لی و ...

در بازی های سنتی ۸۰ درصد بازی می کردند و ۲۰ درصد تماشاچی بودند ولی امروزه بر عکس است. نیاز به بازی با تماشای بازی برطرف نمی شود. بیشتر اسباب بازی هایی که امروز ساخته می شود، فاقد مبنایی برای رشد روانی، شناختن و اجتماعی بچه ها هستند و برای سود جویی ساخته می شوند و مبنای علمی ندارند. بازی‌های سنتی عمدتاً کم هزینه هستند و میل به بازی را بیشتر می کنند. اگر در پارک های موجود فضاهای بازی آزاد ایجاد شود بخصوص اگر فکر حساب شده ای برای این فضا داشته باشیم و مثلاً استاد کاری برای هدایت بازی حضور داشته باشد، بعد از مدتی بچه ها خودشان ادامه دهنده بازی خواهند بود. ما بازی های امروزی را نفی نمی کنیم ولی بهتر است بازی‌های سنتی کنار این بازی ها انجام شود. در ژاپن انجمنی وجود دارد که با کمک شهرداری یک روز در هفته یکی از خیابان های شهر را می بندد و مردم محل را دعوت به بازی سنتی می کند. پدر بزرگ و مادر بزرگ و نوه ...همه برای بازی می آیند. درجامعه ی ما، بزرگسالان آنقدر جدی شده اند که بازی با بچه ها برایشان کار سختی است، ولی وقتی در فضای بازی قرار می گیرند آرام، آرام با تجربیات کودکی خود وارد بازی می شوند به بازی غنا می بخشند. یکی از ویژگی های بازی های سنتی این است که می تواند همه خانواده را در بر بگیرد و متعلق به گروه سنی خاصی نیست.

ما می توانیم با توجه به فضا و امکانات بازی‌ها را طبقه بندی کنیم. آرزو داریم بتوانیم بازی های خاص در مدارس برنامه ریزی کنیم. بازی هایی که در کلاس قابل اجرا است، بازی هایی که مربوط به فضای بسته است. باید آن ها را در کار میدانی تجربه کرد. مثلاً موسسه ی مادران امروز در چندین مدرسه کارهای بسیار جالبی کرده و در این راه گام نهاده است. آنان نتیجه کار را مشاهده می کنند و تجربه ی خوبی دارند. دوستان ما در این موسسه در حال آزمون و تجزیه و تحلیل بازی ها در مدارس دخترانه و پسرانه هستند. بچه ای که تمام مدت روز را در کلاس نشسته است احتیاج به فعالیت بدنی دارد باید انرژی اضافی خودش را مصرف کند، نشاط و سرزندگی پیدا کند تا بتواند دوباره کلاس را تحمل کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا

آموزش تقویت طرز تفکر کودکان

آموزش تقویت طرز تفکر کودکان

 

افکار بیشتر از همه چیز در آینده کودکان و بچه ها تاثیر دارند و طرز تفکر یک کودک در مورد یک چیز میتواند نظر او را در آینده نسبت به همان چیز تغییر دهد.برخی افکار منفی در کودکان موجب میشوند تا میزان این افکار منفی در کودکان افزایش یابد و کودکان بیشتر به چیزهای اطراف خود بدبین شوند پس باید راهکاری اندیشید تا این افکار منفی را از کودکان دور کرد.

 

ازبین بردن افکار منفی کودکان,روش های ازبین بردن افکار منفی کودکان

 

چگونه بذر تفکر سالم را در وجود فرزندانمان پرورش بدهیم؟

جای هیچ بحثی نیست که بچه های ما از بچه های نسل قدیم باهوش تر شده اند اما این لزوماً به آن معنا نیست که آنها متفکر تر هم شده باشند. در واقع رشد تکنولوژی که از طریق افزایش تحریکات محیطی موجبات رشد هوشی بیشتر فرزندان ما را فراهم کرده است، از سویی دیگر به دلیل سرعت و تنوع نامحدود خود، فرصت فکر کردن را هم از آنها گرفته است. نتیجه این معادله آن شده است که امروز ما می بینیم فرزندانمان به سادگی هر چیزی را که در رسانه ها و یا از دیگران می بینند می پذیرند، هر حرفی را که می شنوند تکرار می کنند و یا هر رفتاری را که می بینند تقلید می کنند. البته منظورم این است که تقصیر این اتفاق را کاملاً بر گردن تکنولوژی بیندازیم. تقصیر بزرگتر متوجه خود ما پدر و مادرها است. چرا که آموختن تفکر کردن وظیفه ما بوده و است.


اگر می خواهید فرزندانی داشته باشید که بیشتر اهل فکر کردن باشند و از سبک تفکر سالم و متناسب با فرهنگ خودمان برخوردار باشند لازم است چند کار را انجام بدهید:

 

خودتان اهل تفکر باشید

تقویت کردن لزوماً به معنای آن نیست که همیشه به صورت کلامی از فرزندتان تقدیر کنید بلکه به معنای این است که به تناسب سنش او را وارد تصمیمات خانواده کنید

شما به عنوان پدر و مادر، اولین افراد مورد علاقه فرزندانتان هستید و به همین دلیل می توانید تأثیری تعیین کننده و مادام العمر روی آنها داشته باشید. اگر فرزندتان شما را در حال مطالعه ببیند، اگر شما را اهل تحلیل و نقد خوانده ها و دیده ها و شنیده ها بداند و اگر ببیند که قبل از هر کاری فکر می کنید، تفکر کردن را از شما خواهد آموخت.

 

روش های افزایش مثبت اندیشی در کودکان,تقویت فکر های مثبت در کودکان

 

 

در سرمشق دهی ثبات داشته باشید

فرض کنید که شما می خواهید یک سبک فکری خوب را به فرزندتان منتقل کنید. مثلاً می خواهید تفکر امیدوار بودن را به او یاد بدهید. روشن است که میزان یادگیری فرزندتان به میزان پای بندی شما به تفکر تان بستگی زیادی خواهد داشت. برای مثال اگر دم از اهمیت امیدوار بودن بزنید ولی در یک مهمانی حرف های ناامید کننده بگویید، نباید انتظار داشته باشید که فرزندتان این درس را به طور کامل از شما یاد بگیرد.

 

به تفکرات سالم، جاذبه بدهید

فرض کنید می خواهید به فرزندتان تفکرات اعتقادی را یاد بدهید، مثلاً می خواهید حجاب و یا نماز را به او یاد بدهید. برای اینکه این تفکرات در فرزند شما نهادینه شوند باید از طریق جذابیت ایجاد کردن برای آنها، فرزندتان را نسبت به آن راغب تر کنید. این جاذبه ها باید متناسب با سن فرزند باشند و با صبر و حوصله و خوش خلقی پیگیری شوند.

 

به فرزندتان اجازه تحقیق و پرسش بدهید

بچه ها به خصوص وقتی بزرگتر می شوند سؤالاتی از شما می کنند که شاید بر خلاف باورهایتان باشند. از شنیدن این سؤال ها تعجب نکنید و با آن ها مثل یک تابو برخورد نکنید. به جای آن سعی کنید با بازی و محبت و در حد مقتضیات سنی او پاسخ سؤالاتش را بدهید. اگر پاسخ سؤالی را بلافاصله نمی دانید به فرزندتان بگویید که باید درباره آن تحقیق کنید و بعد از تحقیق کردن، جواب سؤال او را بدهید و یا او را نزد کسی ببرید که می تواند پاسخ او را بدهد. نظر فرزندتان را هم بشنوید و با آن محترمانه برخورد کنید.

 

فرزندتان را انتخابگر بار بیاورید

ما پدر و مادر ها عادت داریم از بچگی در همه موارد به جای فرزندانمان تصمیم بگیریم، از خورد و خوراک شان گرفته تا بازی کردنشان. البته که ما موظفیم مراقب امنیت جسمانی و روانی بچه هایمان باشد اما این به معنای آن نیست که نباید اجازه هیچ انتخاب و اشتباهی را به آنها بدهیم. اگر می خواهید فرزندتان آدم متفکری باشد در مواردی که خطری وجود ندارد به او اجازه انتخاب کردن و بعضاً اشتباه کردن بدهید. و اجازه بدهید که او به اشتباه خودش پی ببرد بدون اینکه شما سرزنشش کنید.

 

اگر فرزندتان شما را در حال مطالعه ببیند، اگر شما را اهل تحلیل و نقد خوانده ها و دیده ها و شنیده ها بداند و اگر ببیند که قبل از هر کاری فکر می کنید، تفکر کردن را از شما خواهد آموخت

 

افزایش مثبت اندیشی در کودکان,مثبت اندیشی,آموزش افزایش مثبت اندیشی

 

 

مثالی می زنم مدتی پیش به یک مهمانی رفته بودم که قرار بود تعدادی مهمان دیگر هم به آنجا بیایند. یکی از مهمان ها بچه ای داشت که همسن فرزند صاحبخانه بود. صاحبخانه به تازگی اسباب بازی جالبی را برای فرزندشان خریده بودند و بچه اصرار داشت که آن اسباب بازی را به دوست مهمانش نشان بدهد و با هم با آن بازی کنند. واکنشی که مادر آن کودک نشان داد خیلی جالب بود: او وقتی اصرار فرزندش را دید نشست و با او چند دقیقه صحبت کرد. به او گفت که این اسباب بازی حساس است و ممکن است او و دوستش ناخواسته آن را خراب کنند. و چون فرزندش چند روز پیش به او گفته بود که چقدر این اسباب بازی را دوست دارد می داند که اگر آن خراب بشود او خیلی ناراحت خواهد شد. اما بچه که همچنان اصرار داشت خواسته اش را تکرار می کرد.

 

مادر که سماجت او را دید، به او گفت «تو دو تا انتخاب داری یک انتخاب خوب، یک انتخاب اشتباه. انتخاب خوب این است که از این اسباب بازی استفاده نکنی و با وسایل دیگرت با دوستت بازی کنی و انتخاب اشتباه اینکه با همین اسباب بازی بازی کنی که به نظر من ممکن است خراب بشود. باز هم می خواهی همین اسباب بازی را انتخاب کنی؟» کودک با قاطعیت گفت: بله. مادر گفت «باشد. من هم آرزو می کنم که اسباب بازی ات خراب نشود». مهمان ها آمدند و بچه ها به اتاق دیگری رفتند. یک ساعت نشده فرزند صاحبخانه گریه کنان با اسباب بازی خراب شده (که دوستش خرابش کرده بود) به سراغ مادرش آمد.

 

مادر بدون اینکه بگوید «مگر به تو نگفتم؟» یا «حالا دیدی؟» و خلاصه بدون هیچ سرزنشی کودکش را به آغوش گرفت و از او پرسید که چه شده؟ وقتی کودک قضیه را تعریف کرد و اسباب بازی شکسته را به او نشان داد مادر به او گفت: « می دانم تو الان خیلی ناراحتی ولی اتفاقی است که افتاده ... شاید من باید سفت تر برای خراب نشدن اسباب بازی ات آرزو می کردم». کودک که انگار چیز تازه ای کشف کرده باشد، ناگهان اشک هایش را پاک کرد و گفت: «نه تقصیر خودم بود نباید انتخاب اشتباه را انتخاب می کردم».  مادر با لبخند گونه کودک را بوسید و کودک با احساسی آرام تر به اتاق برگشت.

تفکرات درست او را تقویت کنید

تقویت کردن لزوماً به معنای آن نیست که همیشه به صورت کلامی از فرزندتان تقدیر کنید بلکه به معنای این است که به تناسب سنش او را وارد تصمیمات خانواده کنید. برای مثال در بعضی موارد مناسب با او مشورت کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا

بهانه‌ها همیشه هستند و انسان‌های موفق هم همیشه در مبارزه با بهانه‌ها...

بهانه‌ها همیشه هستند و انسان‌های موفق هم همیشه در مبارزه با بهانه‌ها...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوست آشنا