گوناگون.آموزشی.گیاه.معرق

...خدا هست...
گوناگون.آموزشی.گیاه.معرق

مذهبی.گوناگون.آموزشی.گیاه.عکس.دانلود.معرق

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ فروردين ۹۷، ۱۷:۱۸ - مهسا جون
    :)
نویسندگان
سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه که زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود: 

یکى روز کاووس کى با پسر 
     
نشسته که سودابه آمد ز در 
زنـاگـاه روى سیاوش بدید 
     
پراندیشه گشت و دلش بردمید 
زعشق رخ او قرارش نماند 
     
همه مهر اندر دل آتش نشاند 

سودابه در اندیشه بود تا به گونه اى سیاوش را به کاخ خویش بکشاند، دختر زیبا و جوان خود را بهانه حضور سیاوش کرده و او را فرا خواند: 

که باید که رنجه کنى پاى خویش 
     
نمائى مرا سرو بالاى خویش 
بیاراسته خویش چون نوبهار 
     
بگردش هم از ماهرویان هزار 
آنگاه که سودابه سیاوش را در کاخ خویش یافت به او گفت: 
هر آنکس که از دور بیند ترا 
     
شود بیهش و برگزیند ترا 
زمن هر چه خواهى، همه کام تو 
     
بر آرم ، نپیچم سر از دام تو 
من اینک به پیش تو افتاده ام 
     
تن و جان شیرین ترا داده ام 

سودابه پس از این که از مهر و عشق خود به سیاوش مى گوید و همزمان به او نزدیک مى شود.

ناگاه او را در آغوش کشیده و مى بوسد 
سرش تنگ بگرفت و یک بوسه داد 
     
همانا که از شرم ناورد یاد 
رخان سیاوش چو خون شد ز شرم 
     
بیاراست مژگان به خوناب گرم 
چنین گفت با دل که از کار دیو 
     
مرا دور داراد کیوان خدیو 
نه من با پدر بى وفائى کنم 
     
نه با اهرمن آشنائى کنم 

سیاوش با خشم و اضطراب و دلهره به نامادرى خود گفت: 

سر بانوانى و هم مهترى 
     
من ایدون گمانم که تو مادرى 

سیاوش خشمناک از جاى برخاسته و عزم خروج از کاخ سودابه را کرد.

سودابه که از برملا شدن واقعه بیم داشت داد و فریاد کرد و درست بسان افسانه 

یوسف و زلیخا دامن پاره کرده و گناه را به سیاوش متوجه کرد … بارى سیاوش به سودابه مى گوید که پدر را آگاه خواهد کرد: 

از آن تخت برخاست با خشم و جنگ 
     
بدو اندر آویخت سودابه چنگ 
بدو گفت من راز دل پیش تو 
     
بگفتم نهانى بد اندیش تو 
مرا خیره خواهى که رسوا کنى؟ 
     
به پیش خردمند رعنا کنى؟ 
بزد دست و جامه بدرید پاک 
     
به ناخن دو رخ را همى کرد چاک 
برآمد خروش از شبستان اوى 
     
فغانش زایوان برآمد بکوى 

در پى جار و جنجال سودابه، کیکاووس پادشاه ایران از جریان آگاه شده و از سیاوش توضیح خواست سیاوش به پدر گفت که پاکدامن است و براى اثبات آن آماده است تا از تونل و راهرو آتش عبور کند. 

سیاوش گفت اگر من گناهکار باشم در آتش خواهم سوخت و اگر پاکدامن باشم از آتش عبور خواهم کرد.

سیاوش بیامد به پیش پدر 
     
یکى خود و زرین نهاده به سر 
سیاوش بدو گفت انده مدار 
     
کزین سان بود گردش روزگار 
سیاوش سپه را بدا نسان بتاخت 
     
تو گفتى که اسبش بر آتش بساخت 
زآتش برون آمد آزاد مرد 
     
لبان پر ز خنده برخ همچو ورد 
چو بخشایش پاک یزدان بود 
     
دم آتش و باد یکسان بود 
سواران لشکر برانگیختند 
     
همه دشت پیشش درم ریختند 

سیاوش به تندرستى و چاپکى و چالاکى به همراه اسب سیاهش از آتش عبور کرد و تندرست بیرون آمد. 

یکى شادمانى شد اندر جهان 
     
میان کهان و میان مهان 
سیاوش به پیش جهاندار پاک 
     
بیامد بمالید رخ را به خاک 
که از نفت آن کوه آتش پَِـرَست 
     
همه کامه دشمنان کرد پست 
بدو گفت شاه، اى دلیر جهان 
     
که پاکیزه تخمى و روشن روان 
چنانى که از مادر پارسا 
     
بزاید شود بر جهان پادشا 
سیاوخش را تنگ در برگرفت 
     
زکردار بد پوزش اندر گرفت 
مى آورد و رامشگران را بخواند 
     
همه کام ها با سیاوش براند 
سه روز اندر آن سور مى در کشید 
     
نبد بر در گنج بند و کلید! 

این اتفاق و آزمایش عبور از آتش در بهرام شید (سه شنبه) آخر سال روى داده بود و از چهارشنبه تا ناهید شید (جمعه یا آدینه) جشن ملى اعلام شد و در سراسر کشور پهناور ایران به فرمان کیکاووس سورچرانى و شادمانى برقرار شد و از آن پس به یاد عبور سرفرازانه سیاوش از آتش همواره ایرانیان واپسین شبانه بهرام شید (سه شنبه شب) را به یاد سیاوش و پاکى او با پریدن از روى آتش جشن مى گیرند. 
 




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۱۱
هدایت ال.....

بـا دخـالت دادن کـودکتان در تصمیم‌گیری‌های ساده، استقلال و اتکاء به خود را در او تقــویت کنید. گاهـی اوقـات از او بخواهید لباس‌ها و خـوراکش را خودش انتخاب کند. 




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۴۷
هدایت ال.....
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۱
هدایت ال.....

پول کارگر خوردن ندارد

سلام 

در جامعه ما قشر مظلومی به نام " کارگر " وجود داره که انکار پذیر نیست همین حالا که من این پست را منتشر کرده ام و شمایی که این پست را می خوانید روی دانه های عرق کارگرانی نشسته ایم ، اینکه زیاد به روز کارگر بها داده نمیشه دلیل بر این نیست که بخواهیم پول کارگری را بخوریم

اوایل همین ماه ما دو تا کارگر مرد برای خانه تکانی و تغییر دکوراسیون خانه گرفته بودیم که در پایان کار یکی از آن ها نشست و میوه خورد چون مسافت زیادی را باید پیاده می رفت تا بتواند سوار تاکسی شود و مجدد تاکسی دیگری بگیرد ، سر درد و دلش با پدرم باز شد که خیلی ها مرا می شناسند و با من تماس می گیرند که برای تمیز کردن راهرو و .... بروم وقتی که کارم به پایان می رسد من حرفی برای دستمزدم نمی زنم یعنی رویم نمی شود و خجالت می کشم ۹۰ ٪ آن ها دستمزد مرا می دهند و ۱۰٪ آن ها دستمزد مرا نمی دهند و حتی در خیابان هم مرا می بینند طوری وانمود می کنند که مرا ندیده اند و یا نمی شناسند ، این کار درستی است ؟ برای یک کارگر همان ۱۰٪ هم نان شبی و آبی است البته نمی شو انکار کرد هر کسی باید حق خودش را بگیرد ولی بر فرض که مشکل از خودش است ولی این کار درست است پول کارگری را که تمام ثروتش بازوهایش است و یک روز کار نکند برای نان شب لنگ است را بخوریم ؟‌ چرا باید به دنبال این باشیم که چه کسی مشکل یا نقصی دارد از آن سوء استفاده کنیم ؟ 

اگر در کار بساز و بفروش هم هستیم باید تا عرق کارگر خشک نشده پول کارگر را بدهیم ، چون او در حین بیل و کلنگ زدن و پرتاب آجر به فکر نانی ست که باید به خانه ببرد است و عاشق چشم و ابروی ما نیستند که از صبح تا ۵ عصر کار کنند و بگویند باعث افتخارمان بود برای شما کار کردیم ، اگر ما غرور داریم و دوست نداریم کسی گریه کردنمان را ببیند کارگر هم دوست ندارد به خاطر پولش پشت در بسته بنشیند و گریه کند و غرورش در مقابل عابران بشکند ، افراد در سطح مالی برابر نیستند اما در پایان همه ی ما انسانیم و یکسان




۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۱
هدایت ال.....

عجیب‌ترین سرویس‌ های بهداشتی جهان

طراحی سرویس های بهداشتی کار به نظر ساده و عاری از پیچیدگی به نظر می‌آید اما زمانی که این صورت مسئله در ذهن انسان‌ های خلاق تعریف می‌شود پاسخ های جالبی ظهور می‌یابند. در ادامه تصاویری از عجیب‌ ترین سرویس‌ های بهداشتی جهان را می‌بینید.

 
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۰۵
هدایت ال.....

اگر پسر روحیه قناعت پیشه ای داشت اما دختر پرهزینه بود،این آغاز مناقشات زندگی است. دیدگاه های اقتصادی خودمان را با هم تطبیق دهیم.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۴۸
هدایت ال.....

یه ایده ای تو ذهنم هست که علاقه‌ام بهش زیاد، استعدادم درش خیلی زیاد و بازارش هم تقریبا داغه تو ایران. 

اما نیازمند جسارت به خرج دادنه ... ندارم اون جسارت رو که 5 سال سختی بکشم براش و دور باشم از خانواده و سرزنش بشم و طعنه و کنایه بشنوم و از همه مهمتر باید فوق لیسانس زپرتیم رو بذارم دم کوزه و دنبال دکترا هم نباشم. تنها مشکلم همینه... نداشتن جسارت.

من، تو و خیلیای دیگه، دوست داریم همین مسیر بی دردسری که از اول طی کردیم رو بریم تا ببینیم چی میشه و امیدوار باشیم که خوب بشه... 

جکسور بودن خیلی مهمه. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۴۲
هدایت ال.....